به گزارش فراز انرژی؛ حریقی که در پی حمله نظامی به فاز ۲ پتروشیمی دماوند در جریان آنچه مسئولان «جنگ تحمیلی سوم» می نامند ایجاد شد، سرانجام بدون تلفات جانی مهار شد. این دستاورد در شرایطی محقق شد که ماهیت غیرمعمول حادثه، مدیریت عملیات اطفا را با چالش های جدی روبرو کرده بود.

مهرداد افشار، رئیس HSE شرکت دماوند انرژی خلیج فارس، در توضیح روند عملیات اعلام کرد که چهار گروه ایمنی، آتش نشانی، امداد و عملیات به سرعت در محل حاضر شدند. بنا به گفته وی، با افزایش حجم آتش، سطح عملیات ارتقا یافت و نیروهای کمکی به همراه تجهیزات از واحدهای مجاور اعزام شدند.

چالش های ویژه یک حریق غیرفرایندی

آنچه این حادثه را از یک حریق صنعتی معمول متمایز می کرد، نه تنها شدت آتش، بلکه احتمال وقوع حملات مکرر بود. افشار توضیح داد که در چنین شرایطی، منطق «زمان طلایی» که در حوادث فرایندی معمول اولویت اول شناخته می شود، جای خود را به اولویت دیگری می دهد: حفظ جان نیروها.

به همین دلیل، مدیریت عملیات رویکردی مرحله ای در پیش گرفت. با کاهش تدریجی شدت حریق، تعداد نیروهای حاضر در محدوده خطر نیز به صورت مرحله ای کاهش یافت تا از تجمع نیرو در منطقه پرخطر جلوگیری شود.

چالش دیگری که افشار به آن اشاره کرد، مبهم بودن ماهیت خطر در ساعات اولیه بود. احتمال وجود مواد شیمیایی یا انتشار گازهای خطرناک نیز در ارزیابی های میدانی باید لحاظ می شد که این موضوع، تصمیم گیری عملیاتی را پیچیده تر می کرد.

نقش واحدهای همجوار در کنترل حریق

افشار بر نقش قابل توجه آتش نشانی شرکت های همجوار در موفقیت عملیات تاکید کرد. این واحدها در کوتاه ترین زمان ممکن در محل حضور یافتند و با در اختیار گذاشتن نیرو و تجهیزات، ظرفیت عملیاتی مجموعه را به طور موثری تقویت کردند.

افشار همچنین از حضور داوطلبانه شماری از آتش نشانان خارج از شیفت برای کمک به عملیات یاد کرد و این سطح از همکاری را «ستودنی» توصیف کرد.

تحلیل و بررسی فراز انرژی

این حادثه نمونه ای از پیچیدگی های مدیریت بحران در تاسیسات پتروشیمی در شرایط درگیری نظامی است. در حوادث فرایندی معمول، پروتکل های اطفای حریق بر سرعت واکنش و استفاده از پنجره زمانی اولیه برای جلوگیری از گسترش آتش تمرکز دارند. اما زمانی که حریق ناشی از حمله خارجی باشد و احتمال تکرار آن وجود داشته باشد، معادله ایمنی تغییر می کند.

مدیریت صحنه در این موقعیت ها مستلزم وزن کشی میان دو هدف متضاد است: کنترل سریع آتش برای جلوگیری از خسارت بیشتر به تاسیسات، و حداقل کردن تعداد نیروهایی که در صورت حمله مجدد در معرض خطر قرار می گیرند. رویکرد مرحله ای که مدیریت پتروشیمی دماوند در این حادثه به کار برد، می تواند به عنوان یک الگوی مرجع در مدیریت اضطراری تاسیسات صنعتی در شرایط درگیری مورد توجه قرار گیرد.

جمع بندی

کنترل حریق پتروشیمی دماوند بدون تلفات جانی، حاصل ترکیبی از واکنش سریع، هماهنگی میان چهار گروه عملیاتی، پشتیبانی موثر واحدهای همجوار و اتخاذ رویکرد محتاطانه در استقرار نیروها بود. آنچه این عملیات را متمایز می کند، انطباق به موقع با یک وضعیت غیرمعمول است که در آن ایمنی نیروهای عملیاتی نه در برابر کنترل حریق، بلکه در کنار آن به عنوان اولویت اصلی باقی ماند.