پیر کردن آدم‌ها در ذات صنعت پتروشیمی است.

مردان صنعت زود پیر می‌شوند.

آن‌ها به مانند ققنوس در آتش خود افروخته‌شان می‌سوزند و از خاکستر وجودشان ققنوسی دیگر که همان مهندس جوانی است متولد می‌شود.

واو هم بسان نسل مهندسین قبلی، جوانی و میانسالی ش را در پروژه‌های خاکستری می‌گذراند و در گرماگرم کوره‌ها همچون پروانه‌ای بر گرد شمع می‌سوزد.

در لابه لای لوله‌ها و قبض بسط ولوها و هیاهوی کمپرسورها گم می‌شود.

در کشاکش روزگار در حالی که در غیاب او فرزندانش قد کشیده و همسرش همانند او پا به پایش پیر شده است.

و به خود که می‌آید، متوجه می‌شود که چه زود دیر شده است!

یاد مرحوم مهندس بیگی می‌افتم که پس از روزهای سخت پروژه‌های پتروشیمی، اسیر بی‌رحمی‌ها کرونا شد و غریبانه به سفر رفت و عاشقانه‌هایش در جان پتروشیمی‌های اراک، مرجان، جم  و الفین ایلام به جای ماند و گاهی دل‌شان برایش زنگ می‌زند و دههامهندس بیگی دیگ دلم برای مدیران پتروشیمی می‌سوزد .

آن‌ها فقط کار کردن را بلدند، نه لابی‌گری سیاسی و… دیوارشان کوتاه است و وظیفه‌ای جز جان کندن ندارند.

در عمق سایت گم می‌شوند و پس از برگشت متهم‌اند که چرا گوشی فلان سیاستمدار سیاست زده را برنداشته اند!

تعصب سرزمین مادری‌شان در عمق جانشان موج می‌زند و بخار غیرتشان روی دیگ بخار یوتیلیتی را کم کرده است .

آن‌ها نه از آدم‌های بی‌احساس هزاره‌ی سوم بلکه از بویلرها یاد گرفته‌اند که گرما بخش محفل‌های سرد باشند.

موسیقی مورد علاقه‌شان نرمال کار کردن کمپرسورهاست و هر چه فشار و انرژی کمپرسور نرمال باشد حال آن‌ها خوب است و در غیر اینصورت به هم می‌ریزند…

آری آن‌ها زود پیر می‌شوند

برای یک رفت و برگشت گاز از سیلندر تا پیستون هزار توی سازمان‌ها و ادارات را باید طی کنند…

و برای رفع یک مانع باید هزار توی سازمان‌ها را بپیمایند.

اینجا قسمت ساده‌ی ماجرا بود

از سایت که بیرون می‌زند خستگی از سر و رویش می‌بارد .

اما گاه آرامش نیست فشارهای غیرصنعتی و برون سازمانی کم از درون سازمان نیست.

فشارهایی که حتی راکتور شرکت هم گاهی توان هدایت و اینهمه آثار مخرب را ندارد .

بر مبلمانی که که حاصل محصول بنزن پتروشیمی است لم زده است و در ساختمانی که که عایق حرارتی ش از بوتان و متانول است .

در اوج منطق مختص به خود بر جان نحیف و دیوار کوتاه پتروشیمی می‌تازد .

و دردناکتر اینکه گاهی آن‌هایی از پشت خنجر می‌زنند که بر سر سفره‌ی پتروشیمی ارتزاق می‌کنند و آه از نهادش بلند می‌کنند که دست ش چه بی‌نمک است.

قصه‌ی امسال پتروشیمی هم به سر رسید و و مردان پتروشیمی بی‌باکانه و فارغ از نامهربانی‌ها رو به فردایی بهتر و در پی فتح قله‌های سربلندی ایران سرافراز مسیر را در اوج عقلانیت و امیدواری می‌پیمایند

پاینده باد ایران

روز صنعت پتروشیمی مبارک باد