تاریخ انتشار : یکشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۸:۳۵
کد خبر : 47218

دکتر بابک آوند:

‏مخالفان صلح ایران و آمریکا چه کسانی هستند؟ بخش اول – قطر

‏مخالفان صلح ایران و آمریکا چه کسانی هستند؟ بخش اول – قطر
هر گونه صلح ایران با آمریکا می‌تواند توسعه صنایع مختلف ایران بالاخص صنعت نفت ایران را به طرز شگفت آوری تسریع بخشد، دسترسی به فناوری و سرمایه‌گذاری غربی را فراهم کند و رقابت احتمالی در بازارهای LNG ایجاد نموده و معادلات صادرات LNG منطقه را تغییر دهد.

فراز انرژی- موضوع مغفول طی روزهای پیشین و افزایش تنش‌های ژئوپلیتیک اخیر مابین ایران و آمریکا در منطقه که عموما به دلیل انتشار در رسانه ها، تنشها را بصورت تصاعدی افزایش داد موضوع اقتصاد انرژی جهانی‌ست که به منطقه ارتباط مستقیمی پیدا می‌کند، و البته چندان مورد بحث قرار نگرفت میدان گازی ‎پارس جنوبی (ایران) / گنبد شمالی (قطر) بزرگ‌ترین میدان گازی جهان است.

قطر به شدت بخش خود از این میدان را برای صادرات LNG توسعه داده و به نوعی در حال پمپاژ ‎گاز سهم ایران است. در همین حال اما، ایران به دلیل تحریم‌های ظالمانه دو دهه اخیر، دسترسی محدود به Technology و Investment خارجی و تمرکز بر مصرف داخلی، به شدت عقب مانده است و دچار ‎ناترازی انرژی شده است.

از طرفی در حال حاضر هیچ توافق رسمی مدیریت مشترک یا تقسیم درآمد برای این میدان وجود ندارد و نگرانی‌هایی درباره این موضوع مطرح است که قطر با استخراج سریع‌تر، ذخایر را در لایه های تحتانی میدان از بخش ایرانی خالی می‌کند، که این امر هزینه های زیادی مثل پروژه فشارافزایی را به صنعت نفت ایران تحمیل کرده است، پروژه ای با بودجه مورد نیاز ۱۷ میلیارد دلاری! که می توانست بجای این پروژه، در دیگر بخشهای صنعت نفت هزینه شود، جاییکه دیپلماسی انرژی می بایست بطور قوی فعال گردد.

از طرف دیگر، هر گونه صلح ایران با آمریکا می‌تواند توسعه صنایع مختلف ایران بالاخص صنعت نفت ایران را به طرز شگفت آوری تسریع بخشد، دسترسی به فناوری و سرمایه‌گذاری غربی را فراهم کند و رقابت احتمالی در بازارهای LNG ایجاد نموده و معادلات صادرات LNG منطقه را تغییر دهد، صنعتی که حدود ۳۳۵ میلیارد دلار بودجه جهت تعمیرات و توسعه نیاز دارد، بطوریکه تا ۳۶۰ میلیارد دلار قابلیت بازدهی طی ۵ سال پس از سرمایه‌گذاری پیش الذکر را داراست، جاییکه پیش بینی می شود در صورت Renew کردن Equipmentها (اینجا مقصود Maintenance نیست) و استفاده از Innovation در استخراج و استحصال گاز توسط ایران با سرمایه‌گذاری خارجی و ورود تکنولوژی های نوین، تا سال ۲۰۳۰ میزان صادرات LNG قطر را تا ۲۵٪ کاهش و بر درآمدهای ایران افزون می کند؛ موضوع اخیر می‌تواند حکمفرمایی قطر در LNG را تحت تاثیر قرار دهد، ایضأ به همکاری و توافقات جدیدی از حکمرانی ایران بعنوان بازیگر اصلی انرژی منطقه منجر گردد.

تأثیر بالقوه این تغییرات(مقصود صلح ایران و آمریکاست) بر کاهش شدید GDP قطر، و افزایش درآمدهای نفتی و مشتقات وابسته آن در ایران را نباید دستکم گرفت، چرا که قطر با استخراج سریع LNG فازهای پالایشگاهی خود را به طور کامل به بهره‌برداری رسانده، در حالی که ایران به دلیل تحریم‌ها و کمبود سرمایه و فناوری، کمتر از ۲۰٪ ظرفیت بالقوه‌اش را از این میدان استخراج می‌کند، هر گونه صلح ایران با آمریکا و ورود سرمایه‌گذاری و فناوری های نوین غربی به میادین ایران، علاوه بر تغییرات بنیادین در معادلات LNG منطقه و دست برتر ایران در صادرات آن، حقوق مادی ایران مبنی بر اخذ «غرامت استخراج مازاد بر سهم قطر» توسط ایران در میدان گازی پارس را نیز افزایش می دهد، بطوریکه ایران اکنون نیز می تواند نسبت به ادعا و اخذ غرامت مازاد برداشت توسط قطر اقدام نموده و مبالغ زیادی را از وی دریافت نماید. لکن صلح پایدار که منجر به دستیابی بیشتر ایران به منابع ‎انرژی ، درآمدزایی ملی، جذب سرمایه‌گذاران غربی و ورود تکنولوژی های روز دنیا که همه اینها بعنوان دیپلماسی انرژی تعریف می شود نیز رکن اصلی توسعه پایدار کشور خواهد بود.
باید دید سیاستگذاری های کلان و دیپلماسی انرژی ایران و آمریکا به چه سمتی مدیریت می شود!

 

✍️: دکتر بابک آوند

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.