تاریخ انتشار : شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۸:۵۷
کد خبر : 53400
چاپ خبر
دکتر بابک آوند
در شرایط تحریم‌های بین‌المللی که مشخصاً از دولت دهم آغاز و شدت گرفت، فروش نفت خام و میعانات گازی ایران و بازگشت ارز حاصل از آن، به یکی از پیچیده‌ترین فرآیندهای اقتصادی کشور تبدیل شده است. شبکه‌های واسطه‌ای معروف به «تراستی‌ها» به‌عنوان سازوکاری اجتناب‌ناپذیر برای دور زدن تحریم‌های نفتی، محدودیت‌های بانکی و مالی ظاهر شده‌اند. این شبکه‌ها وظیفه انتقال وجوه حاصل از فروش نفت به حساب‌ها و تضامین مورد تأیید نظام پولی کشور منجمله بانک مرکزی را بر عهده دارند.

فراز انرژی – در ماه‌های اخیر، هجمه های رسانه ای و گزارش‌هایی مبنی بر تأخیر یا عدم بازگشت کامل بخشی از این منابع ارزی منتشر شده و بحث‌های گسترده‌ای درباره مسئولیت سازمانی و قانونی این فرآیند شکل گرفته است. پرسش محوری این است: از منظر حقوقی و سازمانی، نظارت بر بازگشت ارز و عملکرد تراستی‌ها عمدتاً در حوزه وزارت نفت قرار دارد یا بانک مرکزی؟ این مقاله با رویکرد تحلیلی – حقوقی و بر اساس قوانین موجود، اظهارات رسمی مسئولان و تجارب اجرایی، به بررسی موضوع پرسروصدای حاضر می‌پردازد.

الف) تعریف و کارکرد تراستی‌ها در اقتصاد تحریمی:
تراستی‌ها در ادبیات اقتصادی ایران به افراد، شرکت‌ها یا شبکه‌هایی اطلاق می‌شود که به‌صورت امانی و بر پایه شناخت، مالکیت دارایی‌ها از جمله وجوه ارزی حاصل از فروش نفت و تضامین قابل وصول مورد تایید نظام پولی و بانکی کشور را بر عهده می‌گیرند، اما در عمل به نمایندگی از ذی‌نفع واقعی که دولت یا شرکت‌های دولتی می باشند عمل می‌کنند. این سازوکار در فقدان دسترسی مستقیم به سیستم بانکی بین‌المللی بویژه پس از قطع ارتباط با سوئیفت و تحریم‌های ثانویه شکل گرفته و ادامه پیدا کرده است.

ب) کارکرد اصلی تراستی‌ها شامل:
۱- دریافت وجوه از خریداران نفت عمدتاً در بازارهای آسیایی،
۲- انتقال مرحله‌به‌مرحله منابع از طریق حساب‌های واسط و صرافی‌ها،
۳- واریز نهایی به حساب‌های تعیین‌شده در نظام بانکی ایران.
فرآیند اخیر چندلایه است و اغلب شامل انتقال از چین به امارات و سپس به حساب‌های داخلی می‌شود. وجود تراستی‌ها ریسک‌هایی مانند تأخیر و رسوب گاها چند ماهه منابع را به همراه داشته و افزایش می دهد، اما در شرایط فعلی که کشور نیازمند درآمد است، جایگزین عملی سیستم بانکی متعارف داخل کشور محسوب می‌شود.

ج) چارچوب قانونی مدیریت درآمدهای نفتی و ذخایر ارزی
بر اساس قانون بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۴۰۲، بانک مرکزی به‌عنوان نهاد متولی سیاست‌های پولی و ارزی، وظایف مشخصی در حوزه ذخایر بین‌المللی دارد. از جمله این وظایف می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:
۱- نگهداری و مدیریت ذخایر بین‌المللی کشور شامل ارز و طلا،
۲- نظارت مؤثر بر ورود و خروج ارز،
۳- مدیریت سبد ارزی با هدف حداکثر امنیت، نقدشوندگی و حداقل ریسک.
ماده مرتبط قانون تصریح می‌کند که بانک مرکزی موظف است ذخایر ارزی خود را مدیریت کند و ضوابط حاکم بر میزان، ترکیب و کیفیت این ذخایر توسط هیئت عالی بانک مرکزی تعیین می‌شود. روش‌های مجاز مدیریت ذخایر شامل خرید و فروش ارز، دریافت و اعطای تسهیلات ارزی و سایر ابزارهای مرتبط است.
از سوی دیگر، درآمدهای حاصل از صادرات هر گونه کالا، محصول یا مواد اولیه منجمله نفت خام، میعانات گازی و گاز طبیعی طبق قوانین بودجه و سیاست‌های کلی نظام، اولا باید براساس تضامین و وثایق قابل وصول و سهل‌الوصول اخذ شده بانک مرکزی از تراستی های معرفی شده از سوی وزارتین باشد، دوما باید به حساب‌های ارزی مورد تأیید بانک مرکزی یا خزانه‌داری کل کشور با هماهنگی بانک مرکزی واریز شود.
بنابراین، از منظر حقوقی، فرآیند مدیریت منابع ارزی و نظارت بر چرخه بازگشت ارز تراستی ها، در حوزه اختیارات و مسئولیت‌های بانک مرکزی قرار دارد.

د) نقش سازمانی مسئولیت‌ها
تحلیل ساختاری فرآیند فروش نفت و بازگشت ارز نشان‌دهنده تقسیم کار مشخصی است:

۱- وزارت نفت و شرکت‌های تابعه مانند شرکت ملی نفت ایران:
مسئولیت اصلی این وزارتخانه در حوزه تولید، بازارسازی، بازاریابی، مذاکره، معرفی و استعلام از بانک مرکزی، و انعقاد قراردادهای فروش نفت حسب تأییدات بانک مرکزی است. انتخاب اولیه برخی خریداران یا تراستی‌های مرتبط با قراردادهای فروش نیز اغلب در چارچوب کمیته‌های تخصصی وزارت نفت با حضور و نظارت مجامع بالادست صورت می‌گیرد. از طرفی مسئولیت وزارتخانه نفت تا مرحله تحویل و تعیین شرایط پرداخت طبق بخشنامه ها و قوانین نظام پولی و بانکی صادره از بانک مرکزی ادامه دارد و پس از آن، واریز وجوه باید به حساب‌های اعلام‌شده توسط بانک مرکزی انجام شود.

همچنین، وزارت نفت در موارد تأخیر می‌تواند از همکاری نهادهای قضایی و امنیتی برای تسریع بازگشت ارز بهره‌مند شود، اما نظارت بانکی مستقیم بر عهده این وزارتخانه نبوده و بر عهده بانک مرکزی‌ست.

۲- بانک مرکزی:
پس از انجام فرآیند انعقاد قرارداد رسمی و تحویل، وجوه باید به حساب‌هایی واریز شود که مورد تأیید بانک مرکزی و شبکه بانکی کشور است. پایش زمان‌بندی پرداخت‌ها، اخذ تضامین و وثایق قابل وصول و سهل‌الوصول تا سقف تعیین شده بانک مرکزی و مورد تایید نظام پولی و بانکی، میزان مبالغ واریزی، کنترل حساب‌های عامل و اطمینان از ورود کامل منابع به چرخه اقتصادی کشور، از وظایف بانک مرکزی است. تراستی‌های بانکی فعلی عمدتاً زیر نظر بانک‌های تجاری فعالیت می‌کنند که خود تحت نظارت بانک مرکزی قرار دارند. اظهارات مدیران سابق شرکت‌های نفتی نیز مؤید این است که پس از تغییرات کلان ساختاری سال ۱۴۰۲، تراستی‌ها از کنترل مستقیم وزارت نفت خارج و به ساختار بانکی تحت نظارت بانک مرکزی منتقل شده‌اند.

در عمل، یک کارگروه یا هماهنگی بین‌دستگاهی شامل نمایندگان وزارت نفت و بانک مرکزی برای تعیین میزان تعهدات و نظارت مشترک وجود دارد، اما محوریت قانونی مدیریت ارز با بانک مرکزی است.

ه) تحول تاریخی ساختار تراستی‌ها
بررسی روند تاریخی نشان می‌دهد که در دوره‌های پیشین به‌ویژه دولت یازدهم و دوازدهم، بخشی از تراستی‌ها مستقیماً تحت کنترل شرکت‌های وابسته به وزارت نفت مانند شرکت بازرگانی نفت ایران – نیکو ایجاد و مدیریت می‌شدند. حساب‌ها و شبکه‌ها در اختیار این مجموعه بود و وزارت نفت کنترل متمرکزتری بر فرآیند داشت.
با تغییر رویکرد در سال‌های بعد و عمدتا سال ۱۴۰۲، با هدف افزایش شفافیت و کاهش ریسک، ساختار به سمت «تراستی‌های بانکی» سوق داده شد. وزارت نفت موظف شد منابع را از طریق حساب‌های تعیین‌شده توسط شبکه بانکی تحت نظارت بانک مرکزی دریافت کند. این تغییر اگرچه با هدف تقویت نظارت صورت پذیرفت، اما در عمل مسیر انتقال را طولانی‌تر کرد و به افزایش تعداد واسطه‌ها، افزایش ریسک و پیچیدگی نظارت انجامید. برخی تحلیل‌ها و انتقادات این انتقال را عامل گسترش پدیده «رسوب منابع» و تأخیر در بازگشت ارز می‌دانند.

و) چالش‌های اجرایی و ریسک‌های موجود
علی‌رغم چارچوب قانونی مشخص، چالش‌های عملی متعددی وجود دارد:
۱- تأخیر در انتقال وجوه به دلیل پیچیدگی کانال‌ها و بسته شدن مسیرهای قبلی بر اثر تحریم،
۲- پدیده «خالی‌خوانی» و اعلام واریز صوری از سمت بانک های تجاری و بانک مرکزی بدون انتقال واقعی منابع مالی ناشی از صادرات نفت و مشتقات آن،
۳- رسوب منابع در حساب‌های واسط و کسب سود از محل تأخیر،
۴- ضعف در اخذ تضامین قابل وصول و سهل‌الوصول تا سقف تعیین شده از سوی بانک مرکزی به میزان کافی و عدم شفافیت آماری.

این مسائل باعث شده انگشت اتهام گاه به سمت وزارت نفت به‌عنوان مسئول تحویل و گاه به سمت بانک مرکزی به‌عنوان ناظر ارزی نشانه رود. واقعیت آن است که ضعف هماهنگی و نبود سازوکار نظارتی یکپارچه و شفاف، زمینه بروز این مشکلات را فراهم کرده است لکن کلیه این مصائب رافع مسئولیتهای بانک مرکزی نمی باشد.

سخن پایانی
از منظر سازمانی و قانونی، فرآیند بازارسازی، بازاریابی، فروش و تحویل نفت در حوزه مسئولیت وزارت نفت قرار دارد، لکن اخذ تضامین و وثایق تعهد پرداخت قابل وصل و سهل‌الوصول برمبنای قوانین بانکی و بیش از سقف معامله مقدار تحویلی نفت، بررسی حسابهای مشتریان، فرآیند بازگشت ارز، مدیریت حساب‌های مشتریان و نظارت بر عملکرد و فرآیند اجرایی تراستی‌ها عمدتاً در حیطه اختیارات و وظایف بانک مرکزی است. لذا این تفکیک بر اساس قوانین بانک مرکزی و الزامات مدیریت ذخایر ارزی کشور شکل گرفته است. موفقیت در بازگشت کامل و به‌موقع منابع ارزی، نیازمند رفع تحریمهای بانکی و نفتی ایران، هماهنگی نهادی قوی‌تر نهادهای امنیتی و قضایی با وزارت نفت و بانک مرکزی، پایش و شفافیت بیشتر فرآیند اجرایی تراستی ها توسط بانک مرکزی و تقویت سازوکارهای نظارتی مشترک است. در غیر این صورت، تداوم چالش‌های فعلی می‌تواند آثار منفی بر ثبات ارزی، تأمین کالاهای اساسی و کلیات اقتصاد کلان کشور برجای بگذارد.

✍️: بابک آوند

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

توییت ها