به گزارش خبرنگار فراز انرژی؛ بخش بالادستی صنعت نفت و گاز، به دلیل ماهیت عملیاتی خود، یکی از پرمصرف‌ترین حلقه‌های زنجیره تولید انرژی محسوب می‌شود. دکل‌های حفاری معمولاً در مناطق دورافتاده و کم‌دسترسی مستقر هستند و تامین سوخت آن‌ها هزینه‌های لجستیکی سنگینی به همراه دارد. صادقی با اشاره به همین نکته توضیح داده که کاهش مصرف داخلی سوخت در این بخش، مستقیماً بار مالی مرتبط با تامین و انتقال سوخت به نقاط دورافتاده را کاهش می‌دهد.

از رویکرد واکنشی به مدیریت داده‌محور

نکته کلیدی در اظهارات این ناظر عملیات پروژه‌های شرکت ملی حفاری ایران، ضرورت گذار از مدیریت مقطعی به یک نظام جامع و مبتنی بر شاخص‌های عملکردی است. این رویکرد شامل موارد زیر می‌شود:

  • پایش مستمر مصرف سوخت در تجهیزات حفاری
  • اجرای ممیزی انرژی به‌صورت دوره‌ای
  • اصلاح الگوی بهره‌برداری از تجهیزات
  • برنامه‌های نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه

به گفته صادقی، بخش قابل‌توجهی از مصرف سوخت در تاسیسات نفتی و گازی به تجهیزات اختصاص دارد و همین موضوع، پتانسیل صرفه‌جویی از طریق اصلاح فرآیندهای عملیاتی را بالا می‌برد.

جمع‌آوری گازهای همراه؛ حلقه مفقوده بهره‌وری

یکی از محورهای مهمی که در این تحلیل به آن پرداخته شده، سوزاندن گازهای همراه نفت در مشعل است. صادقی تاکید کرده که جمع‌آوری و فرآورش این گازها، علاوه بر کاهش آلودگی زیست‌محیطی، از هدررفت یک منبع ارزشمند جلوگیری کرده و می‌تواند به افزایش خوراک صنایع پایین‌دستی و پتروشیمی کشور کمک کند. به بیان دیگر، هر واحد گازی که به‌جای سوختن در مشعل وارد چرخه تولید شود، بخشی از ثروت ملی به ارزش اقتصادی تبدیل می‌شود.

ابزارهای فنی بهینه‌سازی مصرف سوخت

بر اساس این تحلیل، بهینه‌سازی مصرف سوخت در صنعت نفت و گاز صرفاً با تعویض تجهیزات محقق نمی‌شود. مجموعه‌ای از اقدامات فنی و مدیریتی لازم است، از جمله:

  • اصلاح فرآیندهای عملیاتی و مدیریت بار
  • کنترل نشتی‌های سوخت و گاز
  • عایق‌کاری مناسب تاسیسات
  • بهبود کیفیت احتراق در تجهیزات
  • بازیافت حرارت
  • استقرار سامانه‌های کنترل هوشمند
  • آموزش تخصصی نیروی انسانی

نقش استانداردسازی و قراردادهای مبتنی بر عملکرد

صادقی همچنین بر توسعه استانداردهای مدیریت انرژی و استقرار نظام اندازه‌گیری و صحه‌گذاری صرفه‌جویی‌ها تاکید کرده است. از دید او، استفاده از قراردادهای مبتنی بر عملکرد می‌تواند سرمایه‌گذاری در پروژه‌های بهینه‌سازی انرژی را اقتصادی‌تر و قابل ارزیابی‌تر کند. در این چارچوب، شاخص‌هایی مانند شدت مصرف انرژی، مصرف ویژه سوخت، راندمان تجهیزات و میزان کاهش انتشار آلاینده‌ها باید به‌صورت مستمر در سطح شرکت‌ها و پروژه‌ها رصد شوند.

تحلیل اختصاصی فراز انرژی از پیوند مدیریت سوخت حفاری با امنیت انرژی ملی

طرح این موضوع از سوی یک ناظر عملیات پروژه‌های شرکت ملی حفاری ایران، فراتر از یک اظهارنظر فنی است و به‌نوعی بازتاب‌دهنده یک نیاز ساختاری در صنعت بالادستی کشور محسوب می‌شود. بخش حفاری، به دلیل مصرف بالای سوخت و استقرار در مناطق دورافتاده، همواره یکی از حساس‌ترین حلقه‌های زنجیره ارزش نفت و گاز از منظر بهره‌وری انرژی بوده است.

اهمیت این موضوع برای بازار انرژی داخلی را می‌توان از چند زاویه بررسی کرد. نخست، کاهش مصرف سوخت در عملیات حفاری می‌تواند بخشی از فرآورده‌های نفتی داخلی، به‌ویژه گازوئیل و سوخت‌های صنعتی، را برای مصارف دیگر یا صادرات آزاد کند. دوم، جمع‌آوری گازهای همراه که در این اظهارات مورد تاکید قرار گرفته، مستقیماً با ظرفیت خوراک صنایع پتروشیمی و بازار گاز داخلی گره می‌خورد؛ موضوعی که در سال‌های اخیر به دلیل محدودیت خوراک، یکی از دغدغه‌های اصلی این صنعت بوده است.

بیشترین تاثیر این رویکرد را می‌توان در سطح شرکت‌های پیمانکاری حفاری، شرکت ملی نفت ایران و صنایع پتروشیمی وابسته به خوراک گازی جست‌وجو کرد. بر تراز عرضه و تقاضای داخلی سوخت، اجرای موفق چنین سیاست‌هایی می‌تواند به کاهش فشار مصرف داخلی روی فرآورده‌های یارانه‌ای کمک کند؛ هرچند میزان دقیق این اثر بدون داده‌های کمی مشخص از سوی وزارت نفت، در حد یک برآورد کلی باقی می‌ماند.

از منظر تداوم روند، بر اساس تجربه صنایع مشابه در کشورهای صادرکننده نفت، حرکت به سمت مدیریت انرژی داده‌محور در عملیات بالادستی یک روند جهانی و رو به رشد است؛ بنابراین احتمال می‌رود این رویکرد در ایران نیز به‌تدریج از سطح توصیه به سمت الزامات قراردادی در پروژه‌های توسعه میدان حرکت کند، همان‌گونه که در پایان این گفت‌وگو نیز به آن اشاره شده است. با این حال، سرعت این گذار به عوامل بودجه‌ای، سطح فناوری در دسترس و اولویت‌بندی‌های وزارت نفت بستگی دارد و در حال حاضر اطلاعات قطعی درباره زمان‌بندی اجرای این الزامات منتشر نشده است.

جمع‌بندی

اظهارات امین صادقی، ناظر عملیات مدیریت پروژه‌های شرکت ملی حفاری ایران، تصویری روشن از یک نیاز ساختاری در مدیریت مصرف سوخت بخش بالادستی صنعت نفت و گاز کشور ارائه می‌دهد. محور اصلی این تحلیل، گذار از رویکردهای مقطعی و واکنشی به سمت یک نظام جامع، داده‌محور و مبتنی بر شاخص‌های عملکردی در عملیات حفاری است.

جمع‌آوری گازهای همراه، کنترل نشتی‌ها، عایق‌کاری، بازیافت حرارت و استفاده از سامانه‌های کنترل هوشمند از جمله ابزارهایی هستند که در این تحلیل به‌عنوان راهکارهای عملی بهینه‌سازی مصرف سوخت معرفی شده‌اند.

نکته قابل توجه در این اظهارات، پیوند مستقیمی است که میان بهره‌وری انرژی در عملیات حفاری و مفاهیم کلان‌تری مانند امنیت انرژی، حکمرانی صنعتی و توسعه پایدار برقرار شده است. در صورتی که این رویکرد در قالب الزامات فنی و عملیاتی در قراردادهای توسعه میدان گنجانده شود، می‌تواند اثر ملموسی بر کاهش هدررفت انرژی در صنعت نفت و گاز کشور داشته باشد.

با این حال، تحقق چنین چشم‌اندازی نیازمند سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های پایش و اندازه‌گیری، آموزش نیروی انسانی و اراده سیاست‌گذاری در سطح وزارت نفت است؛ عواملی که در نهایت تعیین‌کننده سرعت و عمق این تحول خواهند بود.