به گزارش سرویس بین‌الملل «فراز انرژی» از OilPrice، «لئون استیل» در یادداشتی تحلیلی هشدار داد بحران کنونی بازار انرژی را نمی‌توان صرفاً اختلالی موقت در یک آبراه یا خط لوله دانست. به اعتقاد او، جهان با ساختاری روبه‌رو است که برای ادامه فعالیت خود به انتقال حجم عظیمی از نفت و گاز از مرزهای ناپایدار و گلوگاه‌های دریایی حساس وابسته است. OilPrice⁠

مسیرهای جایگزین نفت هم در امان نماندند

اختلال در تردد کشتی‌ها از تنگه هرمز، عربستان سعودی را به استفاده بیشتر از خط لوله شرق‌ـ‌غرب برای انتقال نفت از خلیج فارس به پایانه‌های دریای سرخ سوق داد؛ اما حمله به این خط لوله و توقف موقت فعالیت آن نشان داد مسیرهای زمینی جایگزین نیز آسیب‌پذیر هستند.

در سوی دیگر شبه‌جزیره عربستان نیز تحولات یمن و افزایش تهدیدها در اطراف باب‌المندب، ریسک انتقال نفت از دریای سرخ را بالا برده است. نفتکش‌هایی که قصد دور زدن این منطقه را داشته باشند، ناچار به انتخاب مسیر طولانی دماغه امید نیک خواهند بود؛ مسیری که زمان سفر، مصرف سوخت، هزینه حمل و حق بیمه را افزایش می‌دهد.

برآوردهای مورد استناد OilPrice نشان می‌دهد در سال ۲۰۲۴ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور کرده است؛ رقمی معادل نزدیک به یک‌پنجم مصرف جهانی فرآورده‌های نفتی. حجم عبور نفت و فرآورده از باب‌المندب نیز در سال ۲۰۲۳ حدود ۸.۷ میلیون بشکه در روز برآورد شده بود.

نیم قرن شوک نفتی، بدون رفع وابستگی

نویسنده این یادداشت، بحران کنونی را ادامه زنجیره‌ای از شوک‌های انرژی می‌داند که از تحریم نفتی سال ۱۹۷۳ و انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ آغاز شد و با جنگ ایران و عراق، حمله عراق به کویت، بحران‌های لیبی و ونزوئلا و حمله سال ۲۰۱۹ به تأسیسات نفتی بقیق ادامه یافت.

به اعتقاد وی، بازارها هر یک از این رخدادها را یک بحران استثنایی تلقی کرده‌اند؛ در حالی که وجه مشترک همه آنها، وابستگی اقتصاد جهانی به عرضه مستمر نفت و گاز از تولیدکنندگان و مسیرهای پرریسک بوده است.

ذخایر راهبردی، ظرفیت مازاد تولید، پایانه‌های جایگزین و تغییر مسیر نفتکش‌ها می‌توانند در کوتاه‌مدت مانع کمبود فیزیکی سوخت شوند، اما این ابزارها مدل اصلی بازار را تغییر نمی‌دهند. ذخایر پس از مصرف باید دوباره پر شوند و ظرفیت مازاد نیز همچنان در اختیار تولیدکنندگان دیگری قرار دارد.

انرژی پاک؛ راه کاهش آسیب‌پذیری واردکنندگان

OilPrice توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر و برقی‌سازی حمل‌ونقل و گرمایش را راهی برای کاهش وابستگی روزانه به محموله‌های نفت و گاز معرفی کرده است. برخلاف سوخت‌های فسیلی که باید پیوسته جایگزین شوند، مواد معدنی مورد استفاده در باتری‌ها، توربین‌ها و شبکه‌های برق برای سال‌ها در تجهیزات باقی می‌مانند و بخشی از آنها نیز قابلیت بازیافت دارند.

با این حال، این یادداشت هشدار می‌دهد اروپا نباید وابستگی به نفت و گاز وارداتی را با وابستگی تازه به تجهیزات و مواد فرآوری‌شده چین جایگزین کند. به همین دلیل، توسعه استخراج داخلی، فرآوری، تولید باتری و بازیافت مواد حیاتی باید هم‌زمان با گسترش انرژی‌های پاک دنبال شود.

تحلیل «فراز انرژی»

تجربه هم‌زمان هرمز، باب‌المندب و خط لوله شرق‌ـ‌غرب نشان می‌دهد تنوع‌بخشی به مسیرها، ریسک صادرات نفت را حذف نمی‌کند؛ بلکه آن را میان چند زیرساخت توزیع می‌کند. هر مسیر جایگزین نیز به حفاظت امنیتی، ظرفیت ذخیره‌سازی، ناوگان حمل و بیمه نیاز دارد.

در کوتاه‌مدت، کشورها همچنان ناچار به تقویت خطوط لوله، ذخایر راهبردی و مسیرهای جایگزین هستند؛ اما در بلندمدت، کاهش مصرف نفت در بخش‌هایی مانند حمل‌ونقل می‌تواند اثر شوک‌های عرضه بر اقتصاد مصرف‌کنندگان را محدود کند. پیام اصلی گزارش روشن است: تا زمانی که اقتصاد جهانی به جریان روزانه نفت از گلوگاه‌های پرریسک وابسته باشد، هر شوک نفتی می‌تواند مقدمه بحران بعدی باشد.