دکتر بابک آوند
غرب آسیا، مستعد تکانههای بحرانی

فراز انرژی – خاطرم هست که در یکی از کتابهایم فصلی را به «روش های اجرایی سریع الاجرا » اختصاص داده بودم، یکی از دوستانم پرسید: چه نیازی به این روشها هست؟ پاسخ دادم: اینجا خاورمیانه است و مستعد هر گونه بحران در هر لحظه ، لذا خودمان را همیشه باید برای شرایط بحرانی که به منافع ملی آسیب می زند آماده کنیم.
در تعرض بیشرمانه ۱۲ روزه سال ۱۴۰۴، مرزهای جنگ و درگیری به زیرساختها نرسید، لکن در جنگ تحمیلی سوم، جنگ رمضان، دشمنان ایران زمین درگیری ها را علیرغم مخالفتهای تمام کنوانسیون های بین المللی به زیرساختها کشاندند، چرا که نیت دشمنان ایران، خود ایران است، و استقلالش، یاد شعری افتادم که می گفت: مدعی خواست که از ریشه کند ریشه ما، غافل از اینکه خدا هست در اندیشه ما، سخن کوتاه کنم و اطاله کلام نداشته باشم، این تعرض بیشرمانه به زیرساختهای کشورمان که حقیقتا مهندسان و متخصصان ایرانی بصورت شبانه روز تلاش کرده اند تا به اینجا برسد بنده را وادار کرد تا مجددا به آن کتابم بازگردم و نکاتی را حسب شرایط حاضر معمول داشته، مکتوب نمایم،
اما پیشنهاداتم در خصوص سیاستگذاری و مدیریت کلان نوسازی:
۱- تشکیل شورای نوسازی از افراد خبره پروژه محور،
۲- تعیین روشهای اجرایی:
۱- به روش کلاسیک خطی پروژه های میلیارد دلاری تعریف و اجرا گردند که احتمالا با تاخیرات زمانی فراوانی مواجه خواهیم شد، و نتیجتا عدمالنفع چند ده میلیارد دلاری به صنعت نفت و پتروشیمی، و نهایتا به تولید ناخالص داخلی تحمیل خواهد گردید،
۲- تعریف پکیج های کوچک مقیاس ۳۰-۴۰ میلیون دلاری و ابلاغ موازی به تعداد زیادی از پیمانکاران و وندورها تحت مدیریت و نظارت شبانه روزی شورای نوسازی، تا ظرف کمترین زمان ممکن و احتمالا کمتر از ۶ ماه کل مناطق آسیب دیده صنعت نفت و پتروشیمی احیا گردد،
نکته اول: ما به برنامه ریزی Unique و مدیریت Integration در موضوع اخیر نیازمندیم، یعنی هم از یک مرکز؛ فرماندهی شود هم بصورت یکپارچه و با سری اصول همسان و همگن مدیریت گردد،
نکته دوم: ما در شرایط حاضر در مرحله PO گذاری نیستیم، برای اینکه فقط درآمد سالیانه همین پتروشیمیها را چنانچه فقط ۱۵ میلیارد دلار سالیانه در نظر بگیریم در صورتیکه به روش اول اجرا شود حدودا ۱۸ تا ۲۴ ماه به طول خواهد انجامید، و این یعنی عدم النفع ۳۰ میلیارد دلاری، حداقل،
{اینجا ، زمان حرف اول را می زند و مهمترین پارامتر موجود است}
اینکه بصورت temporary هم بخواهیم مجتمع ها کاری، فعالیتی یا تلاشی انجام بدهند هم یعنی اتلاف زمان و هزینه جهت یک بار احیا واحدهای آسیب دیده،
در حقیقت به سان دوران سازندگی، واحد یا اداره نوسازی با اختیارات کامل تصمیم گیری، اعضای Sharp، hyperactive و عملیاتی در تیم اجرایی، تامین منابع مالی برخط، خرید تجهیزات Stock از واحدهای موجود داخلی یا خارجی مثل آفریقای جنوبی، اروپای شرقی و چین،
در این صورت پیش بینی بنده نهایتا ۴-۶ ماه زمان مورد نیاز برای احیا کامل می باشد،
ضمن اینکه از نظر پدافند غیرعامل بهتر این است که هر کدام از مجتمع ها زین پس یوتیلیتی های خودشان را بصورت اختصاصی داخل مجتمع خودشان بسازند و نسبت به تامین یوتیلیتی مورد نیازشان اقدام کنند، نه مثل قبل که متمرکز در یکی دو مجتمع پتروشیمی مانند مبین و فجر باشند، که احتمالا پس از احیا هر دو پتروشیمی اخیرالذکر دستور مستقیم به پتروشیمی ها ابلاغ گردد که هر کدام نسبت به تامین بخشی از یوتیلیتی های مورد نیازشان (بعنوان مثال ۵۰٪ یوتیلیتی خود) در پلانت های مربوطه اقدامات لازم را انجام دهند که موضوع جاری بعنوان فاز دوم اجرای یوتیلیتی ها پس از احیای کامل سه پتروشیمی دماوند، مبین، فجر و خطوط یوتیلیتی آسیب دیده خواهد بود.
بدین سان در هرگونه تعرضات احتمالی آتی، آسیب به زیرساختهای پتروشیمی کمترین مقدار خواهد بود.
«نکته پایانی و یادآوری مهم: در ظرفیت تولید ۱۰۰ هزار تنی، ۱۰ خط تولید ۱۰ هزار تنی بهتر از یک خط تولید ۱۰۰ هزار تنی عمل خواهد کرد.»
✍️: دکتر بابک آوند
برچسب ها :بابک آوند ، دکتر بابک آوند ، غرب آسیا
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.




ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0