فراز انرژی– در دورانی که هم‌زمان با گذار از انرژی‌های فسیلی، کشورها در پی آن هستند که منابع زیرزمینی خود را هرچه سریع‌تر نقد کرده و به ثروت، سرمایه و سرمایه‌گذاری در انرژی‌های روی‌زمینی تبدیل کنند.

‏نگاهی به سابقه نشان می‌دهد:

‏Qatar در سال ۲۰۱۹، با تمرکز بر گاز طبیعی، از اوپک خارج شد
‏Ecuador در سال ۲۰۲۰، به دلیل فشارهای مالی و نیاز به افزایش تولید
‏Angola در سال ۲۰۲۳، به دلیل اختلاف بر سر سهمیه تولید

‏در همه این موارد، یک عامل مشترک وجود داشت: «ناهمخوانی میان منافع ملی و محدودیت‌های جمعی اوپک.»

‏اما خروج امارات یک تفاوت اساسی دارد. این‌بار، یک تولیدکننده بزرگ، سرمایه‌گذار و آینده‌نگر تصمیم گرفته است خارج از چارچوب سهمیه‌بندی حرکت کند. این موضوع می‌تواند پیام روشنی برای سایر اعضا داشته باشد:
‏«در شرایط خاص، استقلال و آینده‌نگری ممکن است از همکاری جمعی سودمندتر باشد.»

‏در همین چارچوب، برخی کشورها بیش از دیگران در معرض چنین تصمیمی قرار دارند:

‏- نیجریه با محدودیت‌های ساختاری در تولید و نیاز شدید به درآمد، یکی از گزینه‌های جدی است.
‏- عراق نیز با برنامه‌های توسعه‌ای گسترده و سابقه عدم پایبندی به سهمیه‌ها، در موقعیتی مشابه قرار دارد.

‏خروج امارات را می‌توان از این زاویه یک «سیگنال» دانست، نه لزوماً آغاز یک موج فوری؛ سیگنالی که نشان می‌دهد بازار نفت در حال حرکت به سمت ساختاری انعطاف‌پذیرتر، رقابتی‌تر و کمتر متمرکز است و به‌نوعی می‌تواند نشانه‌ای از پایان تسلط بی‌چون‌وچرای سعودی ها در پنج دهه گذشته بر اوپک باشد.

‏در چنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر این نیست که:
‏«چه کسی بعدی است؟»

‏بلکه این است که:
‏آیا اوپکِ عربستانی می‌تواند با تولیدکنندگان آزاد و بازارمحور مانند آمریکا، برزیل، مکزیک، کانادا، امارت و حتی روسیه رقابت کند؟

‏پرسش مهم برای نویسنده:

‏آیا ایران، با توجه به کاهش تقاضای جهانی و شتاب در گذار از انرژی‌های فسیلی، همچنان در سایه عربستان و با تکیه بر تفکر پنجاه سال پیش، با سهمیه محدود، قصد دارد به سراغ سرمایه‌گذاران برای دوران پساجنگ و پساتحریم برود؟ جواب سرمایه گذاران « نه» خواهد بود.

 

‏✍️ عبداله باباخانی