به گزارش سرویس بین الملل «فراز انرژی» از Wall Street Journal، حملات اخیر ایران به کشتی های تجاری، نفتکش هایی را هدف قرار داده که در سفرهای کوتاه موسوم به «شاتل ران» فعالیت می کردند.

بر اساس این گزارش، سه نفتکش در حملات ۱۴ ژوئیه هدف قرار گرفتند که دو فروند از آنها بخشی از ناوگان شاتل بودند. این حوادث ضمن وارد کردن تلفات انسانی، اعتماد مالکان کشتی و خدمه به امنیت مسیر را کاهش داده است؛ به گونه ای که برخی فرماندهان از ادامه سفر در تنگه هرمز خودداری کرده اند.

این تردیدها حتی با وجود حمایت و حفاظت دریایی آمریکا نیز برطرف نشده است؛ موضوعی که نشان می دهد تضمین نظامی به تنهایی برای بازگرداندن جریان عادی صادرات نفت کافی نیست.

«شاتل ران» نفتکش ها چیست؟

«شاتل ران» یا سفر شاتلی، به تردد مکرر نفتکش ها در مسیرهای نسبتا کوتاه گفته می شود. این نفتکش ها برخلاف شناورهای معمولی که نفت را مستقیما از خلیج فارس به پالایشگاه های چین، کره جنوبی یا دیگر بازارهای دوردست منتقل می کنند، در یک مسیر محدود رفت و برگشت دارند.

در الگوی مورد استفاده در بحران هرمز، نفتکش های شاتل نفت خام را از پایانه های داخل خلیج فارس، از جمله جزیره زیرکو در امارات، بارگیری و به بنادری در خارج یا نزدیکی خروجی تنگه مانند فجیره و صحار منتقل می کنند. سپس محموله در این بنادر به نفتکش های بزرگ تر تحویل داده می شود تا سفر بلندمدت خود به بازارهای جهانی را آغاز کنند.

این روش چند مزیت دارد: نفتکش های غول پیکر کمتر در معرض عبور مکرر از منطقه پرریسک قرار می گیرند، نفتکش های کوچک تر می توانند چندین سفر کوتاه انجام دهند و جریان صادرات، با وجود محدود شدن تعداد مالکان آماده عبور از هرمز، ادامه پیدا می کند.

نقش شاتل ران در حفظ صادرات نفت

برآوردهای منتشرشده نشان می دهد عملیات شاتل ران حدود ۳.۵ میلیون بشکه در روز نفت جابه جا می کرد؛ حجمی معادل نزدیک به یک سوم نفت خارج شده از تنگه هرمز در دوره مورد بررسی.

این ارقام نشان می دهد شاتل ران صرفا یک راهکار فرعی برای حمل نفت نبود، بلکه به یکی از اجزای اصلی زنجیره صادرات انرژی خلیج فارس تبدیل شده بود. هدف قرار گرفتن این شبکه می تواند ظرفیت موثر صادرات نفت را کاهش دهد، حتی اگر مسیر کشتیرانی از نظر فیزیکی باز باقی بماند.

تفاوت مهم در همین نقطه است: باز بودن تنگه به معنای جریان عادی نفت نیست. اگر نفتکش، خدمه، بیمه گر و شرکت کشتیرانی حاضر به استفاده از مسیر نباشند، ظرفیت اسمی آبراه عملا به ظرفیت قابل استفاده تبدیل نخواهد شد.

افزایش ریسک بازار نفت و پالایشگاه های آسیا

کاهش اعتماد به عملیات شاتل می تواند هزینه بیمه جنگ، نرخ اجاره نفتکش و زمان تحویل محموله ها را افزایش دهد. پالایشگاه های آسیایی نیز ممکن است برای کاهش ریسک تامین، خرید نفت از غرب آفریقا، آمریکای لاتین یا روسیه را افزایش دهند؛ روندی که پیش از این نیز پس از حملات به نفتکش های اماراتی مشاهده شده بود.

قیمت نفت برنت همزمان با تشدید ناامنی کشتیرانی و بازگشت تنش های ایران و آمریکا به محدوده ۸۵ دلار رسید. افزایش قیمت ها نشان می دهد بازار، اختلال در عملیات دریایی و کاهش ظرفیت موثر صادرات را جدی تر از تهدیدهای صرفا لفظی ارزیابی می کند.

حمله به شاتل ران چه تفاوتی با حمله به یک نفتکش دارد؟

حمله به یک نفتکش می تواند یک حادثه محدود باشد، اما حمله به شناورهای یک شبکه شاتلی، کل مدل عملیاتی انتقال نفت را زیر سوال می برد.

این شبکه به تداوم رفت و برگشت کشتی ها، هماهنگی دقیق پایانه ها، انتقال کشتی به کشتی یا بارگیری مجدد و آمادگی مستمر خدمه وابسته است. خروج حتی بخشی از ناوگان از چرخه، می تواند تعداد سفرها، سرعت انتقال نفت و قابلیت برنامه ریزی صادرکنندگان را کاهش دهد.

از این رو، اثر اقتصادی حمله به نفتکش های شاتل می تواند بسیار بیشتر از حجم محموله همان کشتی ها باشد؛ زیرا پیام آن به کل بازار این است که حتی مسیرهای تطبیقی و جایگزین نیز مصون نیستند.

تحلیل اختصاصی فراز انرژی | بازار نفت از «بسته شدن هرمز» عبور کرد

مهم ترین پیام این تحول آن است که بازار جهانی نفت وارد مرحله جدیدی از ارزیابی ریسک شده است. پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که تنگه هرمز باز است یا بسته؛ بلکه این است که چه میزان از ظرفیت صادراتی آن در عمل قابل استفاده باقی مانده است.

شاتل ران به سوپاپ اطمینان صادرات نفت خلیج فارس تبدیل شده بود. حمله به این سازوکار می تواند بدون انسداد کامل آبراه، صادرات را کند، پرهزینه و غیرقابل پیش بینی کند. در این شرایط، افزایش حق بیمه، کاهش تمایل مالکان کشتی و تاخیر در تحویل محموله ها به نوعی «عوارض پنهان» برای عبور از هرمز تبدیل می شود.

در کوتاه مدت، بیشترین فشار متوجه امارات و دیگر تولیدکنندگانی خواهد بود که برای تداوم صادرات خود به این شبکه وابسته شده اند. پالایشگاه های آسیایی نیز با هزینه بالاتر خوراک و ریسک تاخیر در تحویل روبه رو خواهند شد.

در بلندمدت، احتمال می رود این حملات سرمایه گذاری در خطوط لوله، مخازن ذخیره سازی و پایانه های خارج از تنگه هرمز را تسریع کند. با این حال، مسیرهای موجود هنوز توان جایگزینی کامل نفت عبوری از هرمز را ندارند؛ برای نمونه، ظرفیت خط لوله حبشان به فجیره حدود ۱.۵ تا ۱.۸ میلیون بشکه در روز برآورد می شود.

جمع بندی

هدف قرار گرفتن نفتکش های شاتل نشان می دهد بحران تنگه هرمز از مرحله تهدید به انسداد کامل عبور کرده و به مرحله اختلال هدفمند در زنجیره لجستیک نفت رسیده است.

در چنین شرایطی، حتی ادامه عبور کشتی ها نمی تواند به تنهایی نشانه عادی بودن بازار باشد. تعداد نفتکش های آماده حرکت، نرخ بیمه، زمان تحویل و ظرفیت شبکه های شاتلی اکنون به اندازه حجم فیزیکی نفت عبوری اهمیت دارند.

اگر اعتماد مالکان کشتی به این مدل حمل بازنگردد، ممکن است جریان صادرات نفت خلیج فارس برای مدت طولانی پایین تر از ظرفیت اسمی باقی بماند و پریمیوم ریسک بیشتری در قیمت نفت تثبیت شود.