فراز انرژی – شرکت ملی گاز ایران اعلام کرده تاکنون قرارداد تأمین بیش از ۲ میلیون و ۲۵۰ هزار بخاری راندمان بالا را امضا کرده و بیش از ۱۰۴ هزار دستگاه نیز در منازل نصب شده است. هدف، کاهش مصرف گاز در فصل سرد و آزادسازی بخشی از گاز مورد نیاز صنایع و نیروگاه‌هاست.

این طرح از منظر فنی قابل دفاع است؛ بخاری‌های قدیمی بخش قابل توجهی از انرژی را هدر می‌دهند و جایگزینی آنها می‌تواند مصرف را کاهش دهد. اما پرسش اصلی جای دیگری است؛ چرا امروز شرکت ملی گاز به جای توسعه بازار گاز، مدیریت زنجیره تعویض بخاری‌های خانگی را بر عهده گرفته است؟

وقتی درمان به جای علت، سراغ معلول می‌رود

مصرف بالای گاز در ایران فقط نتیجه استفاده از بخاری‌های قدیمی نیست. مجموعه‌ای از عوامل طی دهه‌های گذشته این وضعیت را شکل داده‌اند؛ از قیمت بسیار پایین گاز و ساختمان‌های کم‌بازده گرفته تا نبود استانداردهای کافی در عایق‌کاری و تجهیزات گرمایشی.

در چنین شرایطی، تعویض بخاری یکی از راه‌های کاهش مصرف است، اما تنها بخشی از مسئله را هدف قرار می‌دهد. اگر ساختارهای اقتصادی و مقررات فنی بدون تغییر باقی بمانند، با افزایش تعداد مشترکان یا رشد مصرف، ناترازی دوباره خود را نشان خواهد داد.

مأموریت شرکت ملی گاز کجا تعریف شده است؟

شرکت ملی گاز ایران برای توسعه شبکه انتقال و توزیع، فروش گاز، نگهداری زیرساخت‌ها و تضمین پایداری شبکه تأسیس شده است. اکنون این شرکت باید با تولیدکنندگان بخاری قرارداد ببندد، منابع مالی پروژه را مدیریت کند، روند تولید را پیگیری کند، بخاری‌های قدیمی را از مدار خارج کند و اجرای طرح را پایش کند.

این وظایف بیش از آنکه به یک شرکت گازرسان شباهت داشته باشد، به مأموریت نهادی مربوط است که مسئول سیاست‌های بهره‌وری انرژی یا توسعه بازار تجهیزات کم‌مصرف است.

البته این به معنای نادرست بودن حضور شرکت ملی گاز در پروژه نیست. در بسیاری از کشورها شرکت‌های گاز و برق نیز در برنامه‌های مدیریت مصرف مشارکت می‌کنند، اما معمولاً نقش آنها طراحی مشوق‌های اقتصادی، پرداخت یارانه یا تأمین مالی است، نه اجرای مستقیم یک پروژه گسترده تعویض تجهیزات خانگی.

اگر قیمت انرژی اصلاح می‌شد، چه اتفاقی می‌افتاد؟

یکی از ویژگی‌های بازار انرژی ایران، فاصله زیاد قیمت فروش گاز با هزینه واقعی تأمین آن است. وقتی هزینه گرمایش برای خانوار بسیار پایین باشد، انگیزه اقتصادی برای خرید یک بخاری پربازده نیز کاهش پیدا می‌کند، زیرا صرفه‌جویی حاصل از آن، هزینه خرید دستگاه جدید را در مدت کوتاهی جبران نمی‌کند.

به همین دلیل، دولت ناچار می‌شود با منابع عمومی همان کاری را انجام دهد که در یک بازار دارای سیگنال قیمتی، مصرف‌کننده خود برای آن تصمیم می‌گیرد.

البته اصلاح قیمت نیز نسخه‌ای ساده و بدون هزینه نیست. هرگونه تغییر در تعرفه گاز، بدون حمایت از دهک‌های کم‌درآمد و بدون اصلاح همزمان کیفیت ساختمان‌ها و تجهیزات، می‌تواند فشار معیشتی ایجاد کند. به همین دلیل، سیاست‌گذار ناچار است میان کارایی اقتصادی و ملاحظات اجتماعی تعادل برقرار کند.

حلقه گمشده؛ ساختمان‌های پرمصرف

بخش بزرگی از اتلاف گاز پیش از رسیدن به بخاری اتفاق می‌افتد. ساختمان‌هایی که فاقد عایق مناسب هستند، پنجره‌های غیراستاندارد دارند یا مطابق الزامات بهره‌وری انرژی ساخته نشده‌اند، حتی با استفاده از بخاری‌های راندمان بالا نیز مصرف بالایی خواهند داشت.

به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان معتقدند سرمایه‌گذاری همزمان در عایق‌کاری ساختمان‌ها، پنجره‌های دوجداره، سامانه‌های کنترل دما و تجهیزات گرمایشی، اثربخشی بیشتری نسبت به تمرکز صرف بر تعویض بخاری خواهد داشت.

آیا این طرح می‌تواند ناترازی را برطرف کند؟

پاسخ کوتاه، خیر؛ اما می‌تواند بخشی از مشکل را کاهش دهد.

اگر همه ۲.۲۵ میلیون بخاری برنامه‌ریزی‌شده جایگزین شوند، مصرف گاز بخش خانگی کاهش خواهد یافت و بخشی از گاز آزادشده می‌تواند در اختیار صنایع، نیروگاه‌ها یا صادرات قرار گیرد. با این حال، ناترازی گاز ایران حاصل مجموعه‌ای از عوامل ساختاری است؛ رشد مصرف، توسعه نامتوازن زیرساخت‌ها، فرسودگی تجهیزات، قیمت‌گذاری یارانه‌ای و بهره‌وری پایین ساختمان‌ها.

از این رو، انتظار اینکه یک پروژه تعویض بخاری به تنهایی بحران گاز کشور را حل کند، واقع‌بینانه نیست.

یک تصمیم درست در چارچوبی ناقص اجرای طرح جایگزینی بخاری‌های پربازده را نمی‌توان اقدامی اشتباه دانست. کاهش مصرف گاز، به‌ویژه در زمستان، به نفع کل اقتصاد کشور است و هر مترمکعب صرفه‌جویی‌شده می‌تواند از قطع گاز صنایع، مصرف سوخت مایع در نیروگاه‌ها یا حتی کاهش صادرات جلوگیری کند.

با این حال، اهمیت این طرح نباید باعث شود ریشه‌های اصلی ناترازی فراموش شود. تا زمانی که سیاست قیمت‌گذاری انرژی، استانداردهای ساخت‌وساز، بهره‌وری تجهیزات و نظام مشوق‌های اقتصادی به‌صورت هم‌زمان اصلاح نشوند، هر برنامه‌ای از این جنس بیشتر نقش مدیریت پیامدها را خواهد داشت تا حل مسئله.

شاید پرسش اصلی این نباشد که چرا شرکت ملی گاز بخاری تعویض می‌کند؛ پرسش مهم‌تر این است که چرا پس از دهه‌ها سیاست‌گذاری در حوزه انرژی، هنوز برای کاهش مصرف گاز باید به سراغ تعویض میلیون‌ها بخاری رفت.