به گزارش سرویس بین‌الملل «فراز انرژی»، نویسنده حساب «AJ Signal» در شبکه اجتماعی ایکس، که خود را نظامی سابق و تحلیلگر ژئوپلیتیک معرفی می‌کند، در یادداشتی به موانع بازسازی پترولاین پرداخته است. استدلال اصلی او این است که زمان تعمیر چنین تأسیساتی را نمی‌توان بدون درنظرگرفتن وضعیت محل، دسترسی به تجهیزات و امکان تأمین امنیت گروه‌های اجرایی برآورد کرد.

او با اشاره به سابقه کار خود در عربستان و دیگر نقاط خاورمیانه نوشته است: «در این بیابان‌ها کار کرده‌ام.» به باور این نویسنده، حتی اجرای فوری و فشرده عملیات نیز لزوماً به معنای بازگشت تأسیسات ظرف چند روز نیست.

بازسازی پترولاین؛ فراتر از تعویض چند قطعه

نویسنده یادداشت، بازسازی یک ایستگاه پمپاژ به‌شدت آسیب‌دیده را عملیاتی چندمرحله‌ای توصیف می‌کند؛ از تخریب بخش‌های غیرقابل استفاده و آواربرداری تا ارزیابی سازه، طراحی مجدد، اجرای فونداسیون و نصب تجهیزات.

او معتقد است قدمت ایستگاه‌ها نیز می‌تواند کار را دشوارتر کند. اگر قطعات اصلی دیگر در دسترس نباشند، جایگزینی آن‌ها ممکن است به تغییر تجهیزات و بازنگری در طراحی نیاز داشته باشد. در چنین شرایطی، پیشرفت پروژه به هماهنگی میان گروه‌های مهندسی، پیمانکاران و تأمین‌کنندگان وابسته خواهد بود و تأخیر در یک بخش، مراحل بعدی را عقب می‌اندازد.

البته این توضیحات، مبنای استدلال نویسنده درباره زمان بازسازی است؛ یادداشت او ارزیابی فنی مستندی از میزان خسارت هر ایستگاه ارائه نمی‌کند.

گرمای بیابان و دشواری تأمین نیروی متخصص

بخش دیگری از این یادداشت به شرایط اجرای پروژه در بیابان اختصاص دارد. نویسنده می‌گوید گرمای شدید، حتی در سپتامبر، می‌تواند گروه‌های اجرایی را ناچار کند کار را در نوبت‌های کوتاه یا ساعات شب انجام دهند. تأمین آب، جابه‌جایی تجهیزات در مسیرهای شنی و جلوگیری از گرمازدگی نیروها نیز بر سرعت عملیات اثر می‌گذارد.

او تأمین نیروی متخصص را مانع دیگری می‌داند و احتمال می‌دهد شماری از نیروهای خارجی پس از آغاز حملات، منطقه را ترک کرده باشند. از نگاه او، بازگرداندن این افراد و هماهنگی برای اعزام مهندسان باتجربه، بخشی از زمان موردنیاز پروژه خواهد بود. با این حال، در یادداشت آماری درباره خروج نیروها یا کمبود کارکنان پروژه ارائه نشده است.

تجهیزات سنگین چگونه به محل پروژه می‌رسند؟

نویسنده با طرح ادعای مسدودبودن مسیرهای دریایی هرمز و باب‌المندب، استدلال می‌کند که ورود تجهیزات سنگین ممکن است به یکی از موانع اصلی بازسازی تبدیل شود. این ادعا در متن او با سند یا اطلاعات مسیرهای حمل همراه نشده است.

بر مبنای همین فرض، او به محدودیت‌های حمل هوایی اشاره می‌کند: برخی تجهیزات از نظر وزن و ابعاد قابلیت انتقال یکپارچه با هواپیما را ندارند و باید ابتدا باز شوند، در چند محموله منتقل شوند و سپس در محل دوباره مونتاژ شوند. به اعتقاد او، این مراحل می‌تواند زمان تحویل و نصب را افزایش دهد.

خطر حمله مجدد؛ مسئله‌ای فراتر از زمان تعمیر

محور پایانی یادداشت، امنیت تأسیسات پس از بازسازی است. نویسنده معتقد است حتی پایان تعمیرات نیز به‌تنهایی بازگشت پایدار انتقال نفت را تضمین نمی‌کند؛ زیرا احتمال حمله مجدد همچنان وجود دارد.

او بر همین اساس، سه پیامد را مطرح می‌کند: طولانی‌شدن اختلال در ظرفیت صادرات عربستان، تداوم فشار بر قیمت نفت و هزینه حمل‌ونقل و باقی‌ماندن آسیب‌پذیری تأسیسات بازسازی‌شده.