همزمان، دونالد ترامپ با انتشار پستی در شبکه اجتماعی تروث سوشال اعلام کرد که آمریکا کنترل بخشی از ۶۵ میلیارد بشکه ذخایر اثبات شده نفتی ونزوئلا را تضمین کرده است؛ اقدامی که کارشناسان آن را به الگوی آرامکو تشبیه می‌کنند و آغاز یک تسلط گام به گام بر صنعت نفت این کشور می‌دانند.

خروج ونزوئلا از اوپک؛ پایان انسجام سازمان نفتی

در هفته‌ های اخیر، گزارش‌ های متعددی از بررسی احتمال خروج ونزوئلا از اوپک منتشر شده است. این اخبار در شرایطی مطرح می‌شود که پیش از این، امارات متحده عربی نیز سیگنال‌ هایی درباره فاصله گرفتن از سیاست‌ های تولیدی این سازمان داده بود.

آرش نجفی، رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران، معتقد است اوپک دیگر ساختار منسجم اولیه خود را از دست داده است. به گفته او، «دورانی که اوپک می‌توانست تمام اعضا را گوش به فرمان خود کند گذشته است. یک چندقطبی در دنیا به وجود آمده و زمان تعیین یکجانبه مواضع بازار نفت به پایان رسیده است.»

در این چارچوب، خروج احتمالی ونزوئلا از اوپک نه یک اقدام تحولی، بلکه تداوم روند تدریجی فروپاشی انسجام درون سازمانی است. با این حال، پیامدهای عملی این خروج برای بازار نفت را باید در یک سطح جداگانه ارزیابی کرد.

کنترل آمریکا بر ۶۵ میلیارد بشکه ذخایر نفتی ونزوئلا

ترامپ در پست خود اعلام کرد که مارکو روبیو، وزیر خارجه، و پیت هگست، وزیر دفاع، با همکاری دلسی رودریگز، رئیس جمهور موقت ونزوئلا، و مشارکت شرکت‌ های خصوصی، کنترل آمریکا را بر بخشی از ذخایر اثبات شده این کشور تضمین کرده‌ اند؛ بدون هیچ هزینه‌ ای برای مالیات دهندگان آمریکایی.

بر اساس جزئیات این توافق، شرکت‌ های آمریکایی امکان دسترسی بلندمدت به تولید نفت از چند میدان ونزوئلا را پیدا خواهند کرد. همچنین شرکت آمریکایی «نورث امریکن بلو انرژی پارتنرز» برخی میادینی را در اختیار خواهد گرفت که پیش از این توسط پنج شرکت چینی و یک شرکت روسی اداره می‌شدند.

این تحول نشان می‌دهد که آمریکا نه تنها به دنبال دسترسی به منابع نفتی است، بلکه هدف اصلی‌ تر آن بیرون راندن رقبای چینی و روسی از یکی از بزرگترین پایگاه‌ های انرژی نیمکره غربی است.

الگوی آرامکو در ونزوئلا؛ تسلط گام به گام بر صنعت نفت

نجفی این فرآیند را با تجربه تاریخی آرامکو در عربستان سعودی مقایسه می‌کند. عربستان از دهه ۱۹۴۰ به تدریج سهام آرامکو را از بنیانگذاران اولیه آمریکایی خریداری کرد تا اینکه در سال ۱۹۸۰ به طور کامل بر این شرکت مسلط شد.

به اعتقاد این کارشناس، «برنامه‌ ای که برای ونزوئلا در حال اجراست نیز یک حرکت گام به گام است. اینکه مالکیت نهایی چه زمانی کاملا به دست آید مشخص نیست، اما عملا اتفاقی که در آرامکو رخ داد، درون ونزوئلا نیز در حال تکرار است.»

تفاوت مهم این است که آمریکا در ونزوئلا نه از موضع یک شریک خارجی، بلکه از موضع یک قدرت با نفوذ سیاسی مستقیم وارد شده است. شرکت‌ هایی که در حال تاسیس هستند، احتمالا ابزارهای فناوری و توسعه‌ ای را نیز با خود می‌آورند که به عنوان اهرم پذیرش اجتماعی در داخل ونزوئلا عمل خواهند کرد.

کمین نفتی برای چین؛ اختلال در شریان‌های انرژی پکن

نجفی می‌گوید ترامپ پیش از آغاز تقابل با ایران، به چین پیشنهاد داده بود که به جای خرید نفت از تهران، نفت ونزوئلا را با قیمتی مناسب‌ تر دریافت کند تا پکن خرید از ایران را متوقف سازد.

چین این پیشنهاد را نپذیرفت، چرا که سیاست انرژی آن تنوع منابع را در اولویت قرار می‌دهد و خود را به هیچ منبع واحدی وابسته نمی‌کند. با این حال، با محدود شدن دسترسی چینی‌ها به میادین ونزوئلا، یکی از حلقه‌ های زنجیره تامین انرژی چین تضعیف می‌شود.

به گفته نجفی، «یکی از اهداف پنهان آمریکا، اختلال در شریان‌های منظم نفتی جهان بود تا شرایط تولید برای اقتصاد چین دشوار شود و رشد ۸.۲ تا ۸.۵ درصدی آن کاهش یابد.»

دامپینگ نفتی؛ پیامد مستقیم خروج از اوپک

از منظر بازار، پیامد خروج از اوپک برای ونزوئلا آزادی عمل در قیمت گذاری است. نجفی تاکید می‌کند: «وقتی کشوری از اوپک خارج می‌شود، اولین واکنش معمول دست زدن به دامپینگ و ارزان فروشی نفت است.»

ایران در دوران تحریم این تجربه را پشت سر گذاشته و در مقاطعی مجبور شده نفت خود را ۱۶ تا ۲۰ دلار زیر قیمت بازار به فروش برساند. برای ونزوئلا اما داستان متفاوت است؛ دامپینگ نفتی این کشور مستقیما زیر نظر آمریکا خواهد بود و واشنگتن ترجیح می‌دهد این نفت را یا خودش جذب کند یا از طریق مکانیزم دامپینگ به متحدانش تحویل دهد.

این رویکرد می‌تواند در میان‌مدت فشار نزولی بر قیمت‌ های جهانی نفت ایجاد کند؛ به ویژه اگر با افزایش تولید شرکت‌ های آمریکایی در میادین ونزوئلا همراه شود.

تحلیل اختصاصی فراز انرژی: ونزوئلا، صحنه نبرد انرژی آمریکا و چین

آنچه در ونزوئلا در حال شکل گرفتن است، یک تغییر ژئوپلیتیک عمیق در معادلات انرژی جهان است. این کشور با داشتن بزرگترین ذخایر نفتی اثبات شده جهان، همواره به عنوان یک برگ برنده بالقوه در رقابت‌های انرژی مطرح بوده است.

چه کسانی بیشترین تاثیر را می‌پذیرند؟

  • چین: از دست دادن دسترسی به میادین ونزوئلایی، یکی از منابع نفت ارزان را از دسترس پکن خارج می‌کند. با این حال، چین با تنوع منابع و توانایی بالا در مذاکره، احتمالا از مسیرهای جایگزین مانند روسیه، ایران و عربستان این کمبود را جبران خواهد کرد.
  • روسیه: خروج شرکت‌ های روسی از میادین ونزوئلا، علاوه بر ضرر اقتصادی مستقیم، یک شکست نمادین در پروژه گسترش نفوذ مسکو در آمریکای لاتین است.
  • اوپک: خروج احتمالی ونزوئلا پس از سیگنال‌ های امارات، نشانه‌ ای دیگر از تضعیف پیمان‌ های تولیدی این سازمان است و می‌تواند دیگر اعضا را نیز به بازنگری در عضویت خود ترغیب کند.
  • بازار جهانی نفت: در صورت اجرای کامل توافق‌ ها و بازگشت ظرفیت تولید ونزوئلا، عرضه جهانی نفت افزایش خواهد یافت و فشار نزولی بر قیمت‌ ها ادامه می‌یابد.

آیا این روند ادامه خواهد داشت؟

بر اساس روندهای موجود، احتمال می‌رود که آمریکا حضور خود در صنعت نفت ونزوئلا را در سال‌ های آینده تعمیق کند. الگوی «توسعه در ازای کنترل» که در این توافق دیده می‌شود، می‌تواند مدلی باشد که واشنگتن در سایر کشورهای صادرکننده نفت نیز دنبال کند. با این حال، متغیرهای سیاسی داخلی ونزوئلا و واکنش بازیگران منطقه‌ای، همچنان عوامل تعیین‌کننده‌ای هستند که ممکن است مسیر این تحولات را تغییر دهند.

جمع‌ بندی

ونزوئلا در یک تقاطع تاریخی قرار گرفته است؛ جایی که ذخایر عظیم نفتی آن، به عرصه رقابت مستقیم میان آمریکا از یک سو و چین و روسیه از سوی دیگر تبدیل شده است. آمریکا با اتخاذ رویکرد «توسعه در برابر کنترل»، مسیری را در پیش گرفته که به گفته کارشناسان، بازی موفقی برای واشنگتن خواهد بود.

خروج احتمالی ونزوئلا از اوپک، در این تصویر کلان‌تر، نه یک تحول مستقل، بلکه بخشی از یک نقشه راه بزرگتر است؛ نقشه‌ای که هدف آن بازتعریف کنترل بر منابع انرژی در نیمکره غربی و در نهایت ایجاد اختلال در شریان‌های انرژی رقبای جهانی آمریکاست.

بازار نفت باید برای دو سناریو آماده باشد: اول، افزایش تدریجی تولید ونزوئلا با مشارکت شرکت‌های آمریکایی که فشار نزولی بر قیمت‌ها ایجاد می‌کند؛ و دوم، دوره‌ای از بی‌ثباتی سیاسی که ممکن است روند بهبود تولید را به تاخیر بیندازد. در هر دو حالت، صنعت انرژی جهان با یک معادله جدید روبرو خواهد بود که آثار آن تا سال‌ها قابل ردیابی خواهد بود.