سوم خرداد برای من همواره یادآور نوحه آزادی خرمشهر به عنوان عینی‌ترین مصداق سرود آزادی این شهر است. هرچند بعد از گذشت بیش از سی سال هنوز هم وقتی این مناسبت مبارک فرا می‌رسد با شنیدن این سرود ناخودآگاه اشک در چشمانم حلقه می‌زند. اگرچه خیلی‌ها نوحه کویتی‌پور را مرثیه خوانی و نوحه خوانی غم‌انگیز می‌دانند.

هنوز وقتی سوم خرداد فرا می‌رسد در شبکه‌های تلویزیونی که این روزها کمتر از همیشه آن‌ها را تماشا می‌کنم به دنبال پخش این نوحه یا همان سرود غرور آفرین آزادی خرمشهر می‌گردم یا اگر به رادیو دسترسی داشته باشم کانال‌های مختلف را جستجو می‌کنم تا آن را در تنهایی و خلوت خودم شنیده به یاد گذشته‌های تلخ و روزهای سخت گذشته دلم پر از غم شده، اشک پنهان را لابه لای مژگانم احساس کرده و از شنیدن آن سرمست شوم.

با فرا رسیدن سوم خرداد یاد روزی می‌افتم که صدای دلنشین محمود کریمی علوی پیام آزادی خرمشهر را با غرور از رادیو می‌خواند و پدرم خوشحال وارد خانه شد تا رادیوی دستی‌اش را برداشته به نزد دوستانش رفته همگی در جشن این پیروزی شریک شوند.

برای خوزستانی‌هایی مثل من که از پس بلای خانمانسوز جنگ علاوه بر همه مصیبت‌هایی که بر کشورمان رفته، از بین رفتن یک زندگی را می‌دیدم که توسط پدر و مادرم با هزینه بیش از سی سال عمرشان ساخته شده بود، برهرچه جنگ و ویرانی است نفرین و لعنت می‌فرستم.

عبدالرسول دشتی