به گزارش سرویس بین الملل «فراز انرژی»، خاویر بلاس، ستون نویس حوزه انرژی و کالاهای اساسی بلومبرگ، در یادداشتی تحلیلی به تاریخ ۹ مارس ۲۰۲۶، نقش خطوط لوله شرق به غرب عربستان و حبشان به فجیره امارات را در معادلات اقتصادی جنگ ایران بررسی کرده است.

به اعتقاد این تحلیلگر، یکی از مهم ترین پیامدهای اختلال در تنگه هرمز، افزایش هزینه انرژی برای اقتصاد جهانی و مصرف کنندگان آمریکایی است؛ فشاری که در صورت تداوم می تواند بر تصمیم های دولت دونالد ترامپ درباره ادامه جنگ تأثیر بگذارد.

در این چارچوب، ظرفیت صادراتی عربستان و امارات خارج از تنگه هرمز می تواند بخشی از اختلال عرضه را جبران کند و به آمریکا فرصت بیشتری برای مدیریت پیامدهای اقتصادی درگیری بدهد.

خط لوله ۱۲۰۰ کیلومتری عربستان؛ مسیر جایگزین تنگه هرمز

مهم ترین زیرساخت مورد اشاره بلومبرگ، خط لوله شرق به غرب عربستان سعودی است که با طول حدود ۱۲۰۰ کیلومتر، نفت خام را از شرق این کشور به پایانه های صادراتی دریای سرخ منتقل می کند.

این خط لوله که حدود ۴۵ سال پیش احداث شد، برای شرایطی طراحی شده است که صادرات نفت از مسیر تنگه هرمز با اختلال مواجه شود.

براساس ارزیابی بلاس در زمان انتشار یادداشت، عربستان می توانست از طریق این مسیر، روزانه تا حدود ۵ میلیون بشکه نفت خام را بدون عبور از تنگه هرمز به بازارهای جهانی منتقل کند.

اهمیت این ظرفیت زمانی روشن می شود که حجم معمول عبور نفت خام و فرآورده های نفتی از تنگه هرمز را در نظر بگیریم.

طبق ارقام مطرح شده در گزارش، پیش از جنگ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده نفتی از تنگه هرمز عبور می کرد؛ رقمی معادل حدود یک پنجم مصرف جهانی نفت.

بنابراین، ظرفیت جایگزین خط لوله عربستان به تنهایی برای جبران کامل اختلال در این مسیر کافی نیست.

امارات چگونه نفت خود را بدون عبور از هرمز صادر می کند؟

دومین مسیر راهبردی مورد بررسی بلومبرگ، خط لوله حبشان به فجیره در امارات متحده عربی است.

این خط لوله، نفت خام تولیدشده در ابوظبی را به بندر فجیره در ساحل دریای عمان منتقل می کند؛ بندری که در خارج از تنگه هرمز قرار دارد.

براساس برآورد بلاس، این مسیر امکان انتقال حدود ۱.۵ میلیون بشکه نفت در روز را فراهم می کند و در شرایط اضطراری، ظرفیت آن احتمالاً می تواند به حدود ۲ میلیون بشکه در روز نزدیک شود.

در نتیجه، مجموع ظرفیت قابل استفاده خطوط لوله عربستان و امارات در سناریوی مورد بررسی به حدود ۶.۵ تا ۷ میلیون بشکه در روز می رسد.

این رقم معادل حدود یک سوم جریان معمول ۲۰ میلیون بشکه ای نفت و فرآورده های نفتی از تنگه هرمز است.

با این حال، ظرفیت اسمی یا اضطراری خطوط لوله الزاماً به معنای امکان صادرات پایدار همین مقدار نفت نیست؛ زیرا ظرفیت پایانه ها، دسترسی به نفتکش و شرایط امنیتی مسیرهای جایگزین نیز در میزان صادرات واقعی نقش دارند.

تغییر مسیر ۲۵ ابرنفتکش برای دریافت نفت عربستان و امارات

بلاس در یادداشت خود به تغییر مسیر حدود ۲۵ ابرنفتکش اشاره کرده که هر کدام ظرفیت حمل نزدیک به دو میلیون بشکه نفت خام دارند.

این شناورها در زمان انتشار گزارش، به سمت پایانه های صادراتی جایگزین عربستان و امارات حرکت می کردند.

ظرفیت مجموع این نفتکش ها حدود ۵۰ میلیون بشکه برآورد می شد، اما این رقم نشان دهنده ظرفیت حمل آنها بود، نه میزان نفت بارگیری شده یا صادرات قطعی.

به نوشته بلومبرگ، شرکت سعودی آرامکو در آن مقطع به طور هم زمان سه ابرنفتکش را در پایانه های ینبع و المعجز در دریای سرخ بارگیری می کرد.

شرکت ملی نفت ابوظبی، ادنوک، نیز یک ابرنفتکش دیگر را در بندر فجیره بارگیری می کرد.

این تحرکات نشان می داد تولیدکنندگان منطقه تلاش دارند بخش بیشتری از صادرات نفت را به مسیرهایی منتقل کنند که نیازی به عبور از تنگه هرمز ندارند.

با این حال، تجمع نفتکش ها در پایانه های جایگزین می تواند محدودیت های تازه ای در ظرفیت بارگیری و زمان انتظار شناورها ایجاد کند.

چرا بلومبرگ خطوط لوله را عامل احتمالی تعیین کننده جنگ می داند؟

استدلال اصلی خاویر بلاس این است که افزایش شدید قیمت نفت می تواند هزینه اقتصادی ادامه جنگ را برای دولت آمریکا بالا ببرد.

او معتقد است خطوط لوله عربستان و امارات با حفظ بخشی از جریان صادرات نفت، ممکن است از شدت جهش قیمت ها بکاهند و زمان بیشتری در اختیار دولت ترامپ قرار دهند.

اما این تحلیلگر برای موفقیت چنین سناریویی سه شرط اساسی را مطرح می کند.

نخست، مسیرهای صادراتی جایگزین باید بتوانند حجم قابل توجهی از نفت را به بازار جهانی برسانند.

دوم، جنگ باید در مدت نسبتاً کوتاهی پایان یابد یا امکان عبور نفتکش ها از تنگه هرمز دوباره فراهم شود.

سوم، زیرساخت های تولید، پالایش و بارگیری نفت منطقه باید از آسیب های گسترده مصون بمانند تا صادرات پس از کاهش درگیری ها با سرعت بیشتری احیا شود.

به اعتقاد بلاس، تحقق هم زمان این شرایط با عدم قطعیت قابل توجهی همراه است.

از این منظر، خطوط لوله عربستان و امارات بیش از آنکه راه حلی دائمی برای اختلال تنگه هرمز باشند، ابزاری برای کاهش موقت فشار بر بازار جهانی نفت محسوب می شوند.

افزایش قیمت نفت تا چه زمانی برای اقتصاد جهانی قابل تحمل است؟

در زمان انتشار یادداشت بلومبرگ، قیمت نفت در واکنش به تحولات جنگ به بالاتر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسیده بود.

بلاس برای ارزیابی شدت این افزایش، به تجربه بحران های پیشین بازار نفت اشاره می کند.

به نوشته او، قیمت ۱۳۹ دلاری نفت در مارس ۲۰۲۲، با تعدیل اثر تورم، معادل حدود ۱۵۷ دلار در زمان انتشار یادداشت بود.

همچنین رکورد ۱۴۷.۵ دلاری ژوئیه ۲۰۰۸، بر مبنای همین محاسبه، معادل حدود ۲۰۵ دلار در هر بشکه برآورد می شد.

این مقایسه از نگاه بلاس نشان می داد که افزایش قیمت نفت در روزهای ابتدایی جنگ، اگرچه شدید بود، هنوز از نظر ارزش واقعی به رکوردهای تاریخی نرسیده بود.

با این حال، او تأکید می کند که برای تبدیل جهش قیمت نفت به یک بحران اقتصادی فراگیر، تنها سطح قیمت اهمیت ندارد؛ بلکه مدت زمان ماندگاری قیمت های بالا نیز تعیین کننده است.

به همین دلیل، اگر اختلال صادرات نفت برای هفته ها یا ماه ها ادامه پیدا کند، پیامدهای اقتصادی آن می تواند به مراتب گسترده تر از یک جهش کوتاه مدت قیمت باشد.

خطوط لوله عربستان و امارات نیز از تهدیدهای امنیتی مصون نیستند

یکی از هشدارهای مهم یادداشت بلومبرگ به آسیب پذیری مسیرهای صادراتی جایگزین مربوط می شود.

انتقال نفت از تنگه هرمز به پایانه های دریای سرخ و دریای عمان، وابستگی صادرات به یک گذرگاه مشخص را کاهش می دهد، اما خطرات امنیتی را به طور کامل از بین نمی برد.

به نوشته بلاس، در آن مقطع نگرانی هایی در میان فعالان صنعت انرژی عربستان و امارات درباره احتمال حمله به خطوط لوله، ایستگاه های پمپاژ و پایانه های صادراتی وجود داشت.

او معتقد است افزایش صادرات نفت از مسیرهای جایگزین، هرچند به حفظ عرضه جهانی کمک می کند، ممکن است این زیرساخت ها را نیز در معرض تهدیدهای مرتبط با گسترش جنگ قرار دهد.

این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که آسیب به یک خط لوله یا پایانه بزرگ صادراتی می تواند ظرفیت انتقال نفت را حتی در صورت وجود تولید کافی محدود کند.

بنابراین، امنیت عرضه نفت تنها به باز بودن تنگه هرمز وابسته نیست و حفاظت از زیرساخت های زمینی و پایانه های بارگیری نیز اهمیت اساسی دارد.

آیا می توان تنگه هرمز را از معادلات انرژی جهان حذف کرد؟

مهم ترین نتیجه تحلیل بلومبرگ آن است که خطوط لوله عربستان و امارات، با وجود ظرفیت قابل توجه، قادر به حذف اهمیت راهبردی تنگه هرمز نیستند.

در سناریوی بررسی شده، حتی اگر این دو کشور بتوانند مجموعاً روزانه ۷ میلیون بشکه نفت را از مسیرهای جایگزین صادر کنند، این ظرفیت همچنان بسیار کمتر از حجم معمول نفت و فرآورده های عبوری از تنگه هرمز خواهد بود.

علاوه بر این، خطوط لوله جایگزین عمدتاً برای انتقال نفت خام طراحی شده اند و نمی توانند به تنهایی تمامی نیازهای حمل فرآورده های نفتی و سایر محموله های انرژی را پوشش دهند.

از منظر تحلیلی، توسعه این زیرساخت ها می تواند بخشی از وابستگی بازار جهانی نفت به تنگه هرمز را کاهش دهد، اما جایگزینی کامل این آبراه به ظرفیت های بسیار گسترده تری نیاز دارد.

به همین دلیل، بلاس معتقد است راهکارهای صادراتی عربستان و امارات می توانند سرعت افزایش قیمت نفت را کاهش دهند، اما برای بازگشت پایدار شرایط عادی به بازار جهانی انرژی، رفع اختلال تردد در تنگه هرمز همچنان اهمیت تعیین کننده ای دارد.