به گزارش سرویس بین‌الملل «فراز انرژی» به نقل از Modern Diplomacy، آزادسازی ذخایر اضطراری می‌تواند بخشی از فشار بازار را کاهش دهد، اما توان آن برای مهار پایدار قیمت دیزل به ترکیب بشکه‌هایی بستگی دارد که وارد بازار می‌شوند؛ زیرا افزودن نفت خام به بازاری که پالایشگاه‌های آن با محدودیت ظرفیت و اختلال عملیاتی مواجه‌اند، الزاماً به معنای تولید سریع دیزل بیشتر نیست.

این مسئله در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا کرده که آژانس بین‌المللی انرژی امروز چهارشنبه آزادسازی ذخایر نفت و دیزل را بررسی می‌کند. G7 هفته گذشته بر سر آزادسازی تا ۱۰۰ میلیون بشکه توافق کرد، اما هنوز مشخص نیست چه سهمی از این رقم نفت خام و چه سهمی فرآورده‌هایی مانند دیزل خواهد بود.

بحران دیزل؛ نفت خام هست، پالایش کافی نیست

بازار جهانی انرژی هم‌زمان با دو اختلال بزرگ روبه‌رو شده است: جنگ ایران جریان نفت و فرآورده‌های خاورمیانه را مختل کرده و جنگ اوکراین نیز فعالیت بخشی از ظرفیت پالایشی روسیه را تحت فشار قرار داده است.

نتیجه، کمبود شدیدتر در بازار فرآورده نسبت به نفت خام بوده است.

این تفاوت تعیین‌کننده است؛ زیرا ذخیره استراتژیک نفت خام تنها ماده اولیه پالایشگاه را تأمین می‌کند. برای تبدیل آن به دیزل، بنزین یا سوخت جت، پالایشگاه باید ظرفیت آزاد، خوراک مناسب و امکان عملیاتی کافی داشته باشد.

اگر گلوگاه در پالایش باشد، آزادکردن میلیون‌ها بشکه نفت خام می‌تواند موجودی نفت را افزایش دهد، اما الزاماً همان میزان فرآورده قابل مصرف را وارد بازار نمی‌کند.

شدت این شکاف را اظهارات تازه کریستالینا جورجیوا، مدیرعامل صندوق بین‌المللی پول، نیز نشان می‌دهد. او گفته نفت حدود ۱۰۰ دلار در هر بشکه معامله می‌شود، اما محدودیت ظرفیت پالایش باعث شده حاشیه پالایشی برخی فرآورده‌های کلیدی از جمله دیزل حدود ۱۰۰ دلار دیگر به ازای هر بشکه به هزینه انرژی اضافه کند.

۱۰۰ میلیون بشکه؛ اما چند میلیون بشکه دیزل؟

اینجاست که ترکیب برنامه G7 اهمیت پیدا می‌کند.

کشورهای عضو توافق کرده‌اند تا ۱۰۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده از ذخایر اضطراری خود آزاد کنند، اما هنوز جزئیات سهم هر کشور و نسبت نفت خام به دیزل اعلام نشده است. آژانس بین‌المللی انرژی قرار است جزئیات اجرایی برنامه را در نشست ۱۴ و ۱۵ اکتبر مشخص کند.

بنابراین عدد «۱۰۰ میلیون بشکه» به‌تنهایی برای سنجش اثر این تصمیم کافی نیست.

اگر بخش عمده این حجم نفت خام باشد، تأثیر مستقیم آن بر بازار دیزل محدودتر خواهد بود. اما اگر سهم قابل‌توجهی از ذخایر فرآورده‌ای و به‌ویژه دیزل مستقیماً وارد بازار شود، اثر کوتاه‌مدت آن بر قیمت‌ها می‌تواند بسیار سریع‌تر باشد.

به همین دلیل G7 بر آزادسازی سریع‌تر فرآورده‌ها تأکید کرده است؛ هدف، رساندن بشکه‌های آماده مصرف به بازار پیش از آن است که بحران انرژی وارد فصل زمستان شود.

آزادسازی ذخایر فقط زمان می‌خرد

حتی در صورت عرضه مستقیم دیزل، ذخایر اضطراری نمی‌توانند برای همیشه جای تولید از دست‌رفته را بگیرند.

کارکرد اصلی ذخایر استراتژیک، ایجاد یک پل زمانی میان وقوع شوک و بازیابی عرضه است. دولت‌ها با آزادکردن ذخایر می‌توانند چند هفته یا چند ماه از شدت کمبود بکاهند، اما اگر پالایشگاه‌ها، مسیرهای صادراتی و زنجیره حمل‌ونقل به شرایط عادی بازنگردند، این ابزار به‌تدریج قدرت خود را از دست می‌دهد.

شرایط فعلی از این جهت حساس‌تر است که جهان پیش از تصمیم تازه نیز بخش بزرگی از حاشیه امنیت ذخایر خود را مصرف کرده است.

مدیران صنعت نفت این هفته هشدار دادند ذخایر تجاری جهان به کمتر از ۶ میلیارد بشکه رسیده و به گفته امین ناصر، مدیرعامل آرامکو، تنها حدود ۱۰ درصد یا کمتر از این موجودی عملاً برای برداشت آسان در دسترس است.

بیش از یک میلیارد بشکه نفت نیز از زمان تشدید بحران‌های خاورمیانه و اوکراین از ذخایر مختلف وارد بازار شده است.

به بیان ساده، هر بار استفاده از ذخایر اضطراری قیمت امروز را آرام می‌کند، اما بخشی از بیمه بازار در برابر شوک بعدی را نیز مصرف می‌کند.

مسئله دوم؛ نفت باید به پالایشگاه برسد

حتی وجود نفت خام و ظرفیت پالایش نیز به‌تنهایی کافی نیست.

بحران هرمز نشان داده حلقه سوم زنجیره، یعنی حمل‌ونقل، می‌تواند به همان اندازه محدودکننده باشد.

هرچند جریان صادرات نفت خاورمیانه طی هفته‌های اخیر افزایش یافته و ویتول برآورد کرده حدود ۱۲ میلیون بشکه نفت خام و ۲ میلیون بشکه فرآورده در روز از منطقه خارج می‌شود، هزینه و ریسک انتقال همچنان بالاست.

افزایش هزینه بیمه، جهش کرایه نفتکش‌ها، عملیات کشتی‌به‌کشتی و کمبود کشتی و خدمه حاضر به فعالیت در منطقه باعث شده بازگشت حجم صادرات الزاماً به معنای بازگشت هزینه حمل به شرایط عادی نباشد.

بنابراین بازار دیزل امروز با سه گلوگاه هم‌زمان مواجه است: خوراک، پالایش و حمل‌ونقل.

آزادسازی ذخایر تنها می‌تواند مستقیماً یکی از این حلقه‌ها را تقویت کند.

زمستان آزمون اصلی بازار دیزل است

زمان‌بندی بحران نیز اهمیت زیادی دارد.

نیمکره شمالی در آستانه فصل افزایش مصرف سوخت‌های گرمایشی قرار دارد و بخشی از این تقاضا مستقیماً با بازار دیزل و سایر فرآورده‌های میان‌تقطیر رقابت می‌کند.

در شمال‌شرق آمریکا، قیمت نفت گرمایشی از زمان آغاز جنگ ایران حدود ۶۰ درصد افزایش یافته و برآورد شده افزایش قیمت می‌تواند هزینه زمستانی برخی خانوارها را حدود ۶۰۰ دلار بالا ببرد.

این یعنی دولت‌ها زمان زیادی برای انتظار ندارند؛ اگر ذخایر قرار است بازار را آرام کنند، فرآورده‌ها باید پیش از اوج مصرف زمستانی به دست مصرف‌کنندگان برسند.

ذخایر می‌توانند قیمت را پایین بیاورند، اما بحران را حل نمی‌کنند

در کوتاه‌مدت، آزادسازی هماهنگ ذخایر می‌تواند سه اثر داشته باشد: افزایش فوری عرضه فیزیکی، کاهش نگرانی معامله‌گران درباره کمبود و ارسال این پیام که دولت‌ها اجازه نمی‌دهند بازار بدون مداخله با بحران روبه‌رو شود.

اما اثر بلندمدت به عامل دیگری وابسته است: بازگشت ظرفیت واقعی تولید و پالایش.

تا زمانی که صادرات فرآورده خاورمیانه به‌طور کامل عادی نشود، ظرفیت پالایشی آسیب‌دیده یا محدودشده به بازار بازنگردد و هزینه حمل کاهش پیدا نکند، ذخایر استراتژیک بیشتر نقش مسکن را خواهند داشت تا درمان.

به همین دلیل مهم‌ترین عدد برنامه جدید شاید «۱۰۰ میلیون بشکه» نباشد.

عدد مهم‌تر این است که چند میلیون بشکه از این ذخایر، دیزل آماده مصرف است و با چه سرعتی وارد بازار خواهد شد.

پاسخ به همین سؤال تعیین می‌کند که مداخله تازه IEA می‌تواند شوک قیمت دیزل را واقعاً مهار کند یا صرفاً چند هفته برای بازار زمان بخرد.