اندیشکده‌ها هشدار می‌دهند که وقوع جنگی گسترده با ایران نه‌فقط منطقه، بلکه جریان حیاتی گاز طبیعی مایع (LNG) به اروپا را نیز مختل خواهد کرد.

در این میان، نقش قطر به‌عنوان شریک انرژی غرب و در عین حال، کشور هم‌سرنوشت با ایران در میدان گاز پارس جنوبی، پیچیده‌تر از همیشه شده است. هشدار قطر انرژی به کشتی‌ها برای تأخیر در ورود به تنگه، فقط نشانه‌ای از احتیاط نیست، بلکه یادآوری هشدارآمیزی است از این واقعیت که بازار جهانی انرژی بر لبه‌ی تیغی ژئوپلیتیکی پیش می‌رود.

نکته کلیدی آن است که قطر، علی‌رغم میزبانی از بزرگ‌ترین پایگاه نظامی آمریکا در منطقه، با احتیاط دیپلماتیک تمام، اجازه بهره‌برداری نظامی علیه ایران از خاک خود را نپذیرفته است. این تصمیم، نه‌فقط ناشی از ملاحظات امنیت ملی، بلکه بازتابی از درک عمیق‌تری از پیوند منافع انرژی، سیاست و همسایگی است.

در جهانی که خطوط لوله و مسیرهای دریایی، مسیرهای تنفس اقتصادها هستند، دیپلماسی انرژی دیگر امری لوکس یا حاشیه‌ای نیست. بازیگران حاشیه‌ای خلیج فارس—کویت، عمان و به‌ویژه قطر—اکنون به میانجی‌های ضروری تبدیل شده‌اند. در واقع، در خاورمیانه‌ای که آمریکا و اسرائیل و ایران هر کدام اهداف متعارض دارند، تنها بازیگرانی که می‌توانند با هر سه طرف گفتگو کنند، همین کشورها هستند.

تنگه هرمز، امروز نه‌فقط آبراهی راهبردی، بلکه صحنه‌ی آزمون بلوغ دیپلماسی انرژی منطقه‌ای است. آینده امنیت انرژی اروپا و حتی آرامش بازار جهانی، شاید نه در واشنگتن و بروکسل، بلکه در تصمیمات سنجیده‌ی دوحه و مسقط رقم بخورد.

دکتر سیدعلیرضا بهبهانی