به گزارش فراز انرژی؛ ماه هاست که تنش میان ایران و کشورهای غربی در سطح بالایی باقی مانده، اما بازار جهانی نفت تاکنون واکنش قابل توجهی به این وضعیت نشان نداده است. قیمت نفت خام در محدوده ای نسبتا باثبات نوسان کرده و شاهد جهش های بزرگ قیمتی نبوده ایم.

دلیل اصلی این سکوت نسبی را باید در سمت عرضه جهانی جست وجو کرد. تولید قابل توجه نفت شیل آمریکا در سال های اخیر و ظرفیت مازاد قابل استفاده در میان اعضای اوپک پلاس، تعادلی ایجاد کرده که بازار را در برابر بحران های منطقه ای، حداقل در کوتاه مدت، مقاوم تر نشان می دهد. به بیان ساده، اگر بخشی از عرضه مختل شود، سایر تولیدکنندگان می توانند خلا ایجادشده را پر کنند.

تنگه هرمز؛ نقطه آسیب پذیری که نمی توان نادیده گرفت

با این حال، یک آسیب پذیری اساسی در این معادله وجود دارد که هیچ عامل جبران کننده ای نمی تواند آن را به راحتی پوشش دهد: تنگه هرمز.

حدود یک پنجم از کل تجارت جهانی نفت از این آبراه باریک عبور می کند. هر اختلال جدی در این مسیر، حتی موقت، می تواند به سرعت بر قیمت های جهانی اثر بگذارد. مکانیزم این تاثیر، «صرف ریسک» است؛ مبلغی که سرمایه گذاران و معامله گران به خاطر احتمال بروز بحران، علاوه بر ارزش ذاتی نفت، در قیمت لحاظ می کنند. هر چه نگرانی از اختلال بیشتر باشد، این صرف ریسک بالاتر می رود و قیمت نفت را با خود بالا می کشد.

وقتی تنش فرسایشی می شود

گزارش CNN روی یک سناریوی خاص تمرکز دارد که باید جدی گرفته شود: تبدیل تنش کنونی به یک وضعیت طولانی مدت و فرسایشی.

در این حالت، حتی اگر اتفاق نظامی بزرگی هم رخ ندهد، فشار روانی بر بازار انرژی به تدریج افزایش می یابد. اخبار کوچک درباره احتمال اختلال در مسیرهای دریایی، مانور نظامی، یا تشدید تحریم ها می توانند نوسان های قیمتی را تحریک کنند. در این وضعیت، بازار دیگر منتظر یک رویداد قطعی نمی ماند؛ بلکه صرف «احتمال» اختلال، محرک کافی برای جهش قیمت است.

پیامدهای فراتر از بازار نفت

افزایش قیمت نفت به ندرت در مرز بازار انرژی متوقف می شود. زنجیره اثرگذاری آن به هزینه حمل ونقل، قیمت کالاها و در نهایت تورم جهانی می رسد.

در چنین شرایطی معمولا طلا هم به عنوان دارایی امن مورد توجه قرار می گیرد. سرمایه گذاران در دوره های بی ثباتی ژئوپلیتیک تمایل دارند بخشی از پرتفوی خود را به طلا منتقل کنند؛ روندی که می تواند قیمت این فلز ارزشمند را نیز تحت تاثیر قرار دهد.

چرا بازار نباید به آرامش کنونی اطمینان کند؟

آرامش نسبی بازار نفت در ماه های اخیر، بیشتر از آن که نشانه قدرت و انعطاف ساختاری باشد، انعکاسی از یک تعادل موقت است. چند واقعیت مهم را باید کنار هم گذاشت:

  • نخست، ظرفیت مازاد اوپک پلاس یک بافر کوتاه مدت است، نه راه حل دائمی. در صورت اختلال واقعی و پایدار در صادرات نفت خاورمیانه، این ظرفیت می تواند تحت فشار قرار گیرد.
  • دوم، تنگه هرمز جایگزین ندارد. برخلاف تولید، که می توان از منابع دیگر جبران کرد، مسیرهای انتقال اینقدر قابل جابجایی نیستند. خط لوله و مسیرهای جایگزین ظرفیت محدودی دارند.
  • سوم، بازارها به اخبار واکنش نشان می دهند، نه فقط به واقعیت ها. در صورت تداوم و تشدید تنش، حتی یک حادثه محدود می تواند صرف ریسک را به شدت افزایش دهد و قیمت نفت را از این محدوده باثبات خارج کند.

جمع بندی

بازار جهانی نفت تاکنون توانسته تنش با ایران را بدون آسیب جدی تحمل کند، اما این تحمل پذیری بی نهایت نیست. هر چه این تنش طولانی تر و فرسایشی تر شود، احتمال اینکه بازار واکنش تندتری نشان دهد، بیشتر می شود. در چنین سناریویی، قیمت انرژی، تورم و بازار طلا همگی می توانند تحت تاثیر قرار گیرند؛ و مخاطب این پیامدها تنها متخصصان صنعت انرژی نخواهند بود.